پایین آمدن از درختان

بهار سال گذشته، رابرت مارتین (R.D.Martin) از موزه صحرایی شیکاگو با استفاده از یک رویکرد آماری برآورد کرد که نخستی‌ها در حدود ۸۰ میلیون سال پیش طی دوره کرتاسه، هنگامی‌که دایناسورها هنوز بر زمین حاکم بودند، منشأ گرفتند. این تاریخ نسبتا به خوبی با نتایج حاصل از بررسی‌های مولکولی تطابق دارد. اما قدیمی‌ترین سنگواره نخستی‌ها که بر سر آن اختلاف نظری وجود ندارد تنها ۵۵ میلیون سال قدمت دارد. اکنون توصیف Carpolestes و سایر میمون‌های سنجاب شکل به عنوان نخستی قدمت شواهد سنگواره ای این گروه را به ۶۵ میلیون سال پیش بازمی‌گرداند. آیا ممکن است دیرین شناسان سرانجام نخستی‌های کرتاسه را بیابند؟ بلاخ معتقد است که گرچه چنین چیزی بعید است اما غیرممکن نیست. اگرچه شواهد سنگواره ای متعلق به دوره کرتاسه، نسبتا با دقت زیادی در آمریکای شمالی، اروپا و آسیا ثبت شده اند اما هنوز ممکن است در آفریقای جنوبی و شبه قاره هند شگفتی‌های بسیاری در انتظار دیرین شناسان باشد.

نخستی‌های کنونی (Primates یا نخستی‌ها، راسته ای از پستانداران هستند که میمون‌ها، لمورها، انسانریخت‌ها و انسان را شامل می‌شود ـ م) تنوع حیرت آوری از اشکال را به نمایش می‌گذارند ـ از بوش بی بی‌های نعلبکی چشم پایین تر از صحرای آفریقا گرفته تا میمون دماغ دراز جنگل‌های بورنئو (پینوکیوی نخستی‌ها) تا انسان‌ها که جانوران دوپای جهان زی اند. اما داشتن مغز بزرگ، چشم‌های رو به جلو، ناخن به جای چنگال، توانایی گیرندگی و توانایی جهیدن آنها را یکپارچه می‌سازد. تقریبا سه دهه است که زیست شناسان تکاملی سردرگم از آنند که چگونه این مجموعه متمایز از صفات در نخستی‌های امروزی گرد آمده است. بعضی از پژوهشگران استدلال کرده اند که این ویژگی‌ها تکامل یافته اند تا شکار حشرات را امکان پذیر سازند. دیگران پیشنهاد کرده اند که این صفات آنها را قادر به تهیه میوه از نوک شاخه‌های درخت کرده اند و این در حالی است که پژوهشگرانی دیگر آنها را سازش‌هایی با یک شیوه از جابه جایی مرکب از گیرندگی و جهش می‌دانند. اما شواهد سنگواره ای ناقص از نخستی‌های اولیه ـ عمدتا دندان‌ها و قطعات استخوانی اسکلت ـ پژوهشگران را برای آزمودن این فرضیه‌ها در وضعیت دشواری قرار داده است.

یک اکتشاف تماشایی در دره‌های وایومینگ (ایالات متحده ـ م) بخشی از پاسخ را روشن کرده است.

دیرین شناسان به تازگی اسکلت ۵۵ میلیون ساله تقریبا کاملی را از خاک خارج کردند که به موجودی در اندازه موش به نام Carpolestes simpsoni تعلق دارد. این جانور مانند نخستی‌های امروزی (یا در اصطلاح علمی‌نخستی‌های حقیقی) انگشتانی دراز و نیز روی هر بند متقابل ناخن داشت که برای گرفتن شاخه‌های نازک درختان مناسب است. اما برخلاف نخستی‌های حقیقی چشم‌های این جانور در وضعیت جانبی قرار گرفته و پاهایش برای بالا رفتن ساخته شده بودند نه جهیدن.

پیش از این بعضی از محققان، کارپولستیدها و خویشاوندان شان ـ گروهی معروف به plesiadapiforms (یا میمون‌های سنجاب شکل ـ م) ـ را در گروهی از پستانداران بالباز رونده به نام پوست بالان قرار داده بودند. اما شواهد آناتومیک موجود در نمونه ای جدید از نظر کاشفان آن، جاناتان بلاخ (J.I.Bloch) که اکنون در دانشکده معادن و تکنولوژی داکوتای جنوبی کار می‌کند و داگ بویر (D.M.Boyer) از دانشگاه میشیگان در آن آربر، به معنای آن است که Carpolestes و دیگر میمون‌های سنجاب شکل در واقع نخستی‌های باستانی و خویشاوندان نزدیک نیاکان لمورهای امروزی، میمون‌ها، انسانریخت‌ها و انسان بودند.

اگر این طور باشد، Carpolestes نخستین شاهد سنگواره ای است که نشان می‌دهد نخستی‌ها صفات شاخص خویش را تدریجی کسب کرده اند. دیرین‌شناس دانشگاه واشنگتن، تب راسموسن (D.Tab Rasmussen) با توجه به اینکه تا پیش از این اکتشاف، شواهد سنگواره ای تنها شامل نمونه‌هایی بود که یا همه ویژگی‌ها را با هم داشتند یا هیچ کدام را نداشتند، می‌گوید: «در ابتدا، نظریه‌های مربوط به منشاء نخستی‌ها، تمام این صفات را یکجا در نظر می‌گرفتند. » راسموسن معتقد است که بلاخ و بویر «توانستند این تصور را باطل کرده و نشان دهند که سازش‌هایی مانند گرفتن شاخه‌های انتهایی، ابتدایی هستند و بقیه صفات احتمالا اندکی بعد ظاهر شدند. »

این یافته با شواهد دیرین شناختی که نشان می‌دهند گیاهان گلدار درست در همان زمان از نظر ابداع میوه گل، صمغ و شهدهای جدید برای تطمیع گرده افشان‌ها و انتشاردهندگان بذر به اوج فراوانی و تنوع رسیده بودند، به خوبی جفت و جور می‌شود. پستانداری که جرأت این ریسک را داشته باشد که تا نوک شاخه‌های ناپایدار، آنجا که میوه و گل به وفور یافت می‌شود، صعود کند، پاداش خوبی دریافته خواهد کرد و هنگامی‌که نخستی‌ها به تغذیه از شاخه‌های انتهایی عادت کردند، احتمالا پس از آن تنها طی زمانی کوتاه چشم‌های رو به جلو نیز در آنها تکامل یافت تا بتوانند حشراتی را نیز که در اطراف خوان گسترده گیاه ازدحام می‌کردند، شکار کنند. بلاخ و بویر از این جلوتر رفته و حدس می‌زنند که رقابت با جوندگان نیمه درختی که در آن زمان در سرتاسر جهان انتشار یافته بودند، ممکن است به راندن نخستی‌های اولیه به سمت شاخه‌های قطورتر کمک کرده باشد.

برای تشخیص اینکه سایر صفات معرف نخستی‌ها دقیقا چگونه و در چه زمان ظهور کرده اند، سنگواره‌های بیشتری لازم است. ممکن است از پنج نمونه دیگر از میمون‌های سنجاب شکل که به تازگی توسط این تیم مورد بررسی قرار گرفته است سرنخ‌های دیگری به دست آید. تمام این نمونه‌ها از فضایی به اندازه یک جعبه کفش در یک صخره آهکی خارج شده اند که Carpolestes را نیز در خود مدفون ساخته بود. تابستان امسال بلاخ و بویر برای جمع آوری سنگواره از نهشته‌های قدیمی‌تر به حوضه رشته کوه کریزی در مونتانا خواهند رفت. اما خارج کردن بقایای جانداران از دل سنگ کاری کند و طاقت فرساست. سنگ آهک باید به تدریج حل شده و موقعیت هر استخوان با دقت زیاد ثبت شود تا اطلاعات حیاتی درباره اینکه کدام استخوان به کدام اسکلت تعلق دارد حفظ شود. بنابراین تا آشکار شدن کامل ریشه‌های درخت خانوادگی نخستی‌ها هنوز زمان باقی است.

© / ترجمه: طاهره رنجبر / Scientific American, Mar.2003

از ما حمایت کنید تا سایت بسته نشود

با توجه به افزایش قیمت دلار، هزینه تمدید هاست بالا رفته. برای ادامه فعالیت سایت نیاز به کمک‌های مالی داریم. در صورتی که کمک‌ها نتواند ۵۰٪ هزینه تمدید را پوشش دهد، مجبور به پایان فعالیت می‌شویم. مهلت تمدید هاست، آخر مهرماه است.

می‌خواهم کمک کنم

برو به صفحه اول سایت