نخستین نقاش‌های انتزاعی جهان: نئاندرتال‌ها

نقاشی نئاندرتال

راست: ترسیم همین نقاشی توسط یک باستان‌شناس در سال ۱۹۱۳ // چپ: نقاشی نردبان مانند در غار لاپاسیگا، مرکب از خطوط قرمز افقی و عمودی

نئاندرتال نامیدن کسی تا مدت‌ها توهین به شمار می‌آمد. اما هر چه بررسی‌های بیشتری درباره این آدم‌سانان ناشناخته و ناپدید صورت گرفته، به احترامی که در میان دانشمندان کسب کرده‌اند افزوده است. پنجشنبه گذشته، گروهی از پژوهشگران شواهد قانع‌کننده‌ای ارائه کرده‌اند که نشان می‌دهند نئاندرتال‌ها دارای یکی از معیارهای اصلی پیچیدگی ذهنی بوده‌اند: آن‌ها می‌توانستند روی دیوار غار نقاشی کنند.

این استعداد نشان می‌دهد که نئاندرتال‌ها می‌توانستند در قالب نمادها بیندیشند و شاید به نقاط عطف دیگری نیز دست یافته بودند که در شواهد سنگوارهای اثری از آن‌ها باقی نمانده است. ژوآو زیلیار، باستان‌شناس دانشگاه بارسلون و یکی از نویسندگان این مقاله جدید، می‌گوید «وقتی نماد داشته باشید، زبان هم دارید.)

در نیمه قرن نوزدهم زمانی که سنگواره‌های نئاندرتال برای نخستین بار دیده شدند، پژوهشگران تحت تاثیر طاق ابرویی برجسته و پایین روی جمجمه‌هایشان قرار گرفتند. اکتشافات بعدی نشان دادند که نئاندرتال‌ها مغزی به بزرگی مغز خود ما داشتند، اما قدشان کوتاه‌تر و بدنشان تنومندتر بود. تا اوایل قرن بیستم، دانشمندان نئاندرتال‌ها را به عنوان جانوری گوریل مانند توصیف می‌کردند، شاخه‌ای منقرض شده از بشریت که نمی‌توانست رقیب انسان ظریف‌تر و هوشمندتر باشد.

با این همه، شواهدی که هم از سنگواره‌ها وهم از DNA به دست آمده نشان می‌دهند که نئاندرتال و انسان کنونی از نیای مشترکی نسب گرفته‌اند که حدود ۶۰۰ هزار سال پیش می‌زیست. انشعاب ما احتمالا بیشتر این زمان را در آفریقا زندگی کرد. تا چند صد هزار سال پس از این جدایی، نیاکان انسان‌های امروزی ابزارهای پایه‌ای همچون تبرسنگی برای قصایی لاشه و تیغه‌های نیزه برای شکار از خود به جا گذاشتند. اما از حدود ۷۰ هزار سال پیش، انسان‌هایی که در آفریقا بودند به تدریج نشانه‌های اندیشه انتزاعی‌تر را از خود بروز دادند (به آن‌ها انسان مدرن یا هوموساپینس گفته می‌شود). برای نمونه آن‌ها صدف‌ها را رنگ و سوراخ می‌کردند واحتمالا به عنوان جواهرات و تزئینات به خود می‌آویختند.

انسان های مدرن سپس از آفریقا خارج شدند و تقریبا حدود ۴۵ هزار سال پیش به اروپا رسیدند. تا آن زمان آن‌ها حتی قادر به آفرینش‌های نمادین چشمگیرتری شده بودند، از جمله کنده‌کاری روی عاج و نقاشی‌های باشکوه روی دیوارهای غار.

پس از آن، حدود ۴۰ هزار سال پیش، نئاندرتال‌ها ناگهان ناپدید شدند و تنها شواهد سنگواره‌ای خود را از اسپانیا تا سیبری به جا گذاشتند. به نظر می‌رسد در آن‌ها که از عموزاده‌های آفریقایی‌شان تنومندتر بودند سازش‌هایی جسمانی برای آب وهوای سرد و خشن تکامل یافته بود. آن‌ها ابزارهای سنگی خودشان را می‌ساختند که از آن‌ها برای شکار جانورانی همچون کرگدن پشمالو و پستانداران بزرگ جثه دیگر استفاده می‌کردند.

نقاشی غار نئاندرتال

غار لاپاسیگا در اسپانیا

پژوهشگران در ابتدا شواهد آشکاری از اندیشه نمادین در نئاندرتال‌ها در دست نداشتند. اما در سال‌های اخیر، این برداشت به تدریج تغییر کرده است. باستان‌شناسان دریافته‌اند که نئاندرتال‌ها احتمالا از پروچنگال پرندگان به عنوان تزئینات استفاده می‌کردند . اما بعضی دانشمندان درباره معنای این یافته‌ها تردید داشتند. هر چه باشد، نئاندرتال‌ها به احتمال زیاد نزدیک انسان‌های مدرن زندگی می‌کردند و دیده بودند که انسان چیزهایی می‌سازد.

تصور رایج در میان دانشمندان این بود که نئاندرتال‌ها آنقدر باهوش بودند که از تزئینات انسان تقلید کنند، اما نه آنقدر باهوش که خودشان آنها را اختراع کنند.

آنچه آتش این بحث را شعله‌ور نگه می‌داشت عدم قطعیت تکنولوژیک بود: تاریخ‌گذاری دقیق و قطعی سنگواره‌ها و دست ساخته‌های انسان در مواردی ممکن است بسیار دشوار باشد. برای مثال، پژوهشگران برای تعیین قدمت تقاشی‌های دیواری غار، به طور سنتی متکی به تاریخ گذاری رادیوکرین (کرین رادیواکتیو) بودند. اما این روش تنها در صورتی جواب می‌دهد که رنگ حاوی اجزای کربن‌دار همچون ذغال چوب باشد و آخرای سرخ را که کربن ندارد نمی‌توان به این روش تاریخ‌گذاری کرد. آنچه شرایط را بدتر می‌کند این است که تاریخ‌گذاری با کربن رادیواکتیو در قدمت‌های بیش از ۴۰ هزار سال نامطمئن‌تر می‌شود.

به همین دلیل دکتر زیلیاو سراغ دو باستان‌شناس به نام‌های الیسترپایک از دانشگاه ساوتهمپتون و دیرک هافمان که اکنون در انستیتو انسان‌شناسی تکاملی ماکس پلانک در آلمان کار می‌کند رفت تا ببیند آیا می‌توان وضعیت هنر پیش از تاریخ اروپا را روشن‌تر کرد یا نه. آن‌ها به جای استفاده از کربن رادیواکتیو، از ساعت دیگری برای تعیین زمان استفاده کردند. با نفوذ آب به درون غار، ممکن است پوسته‌ای شیری از مواد کانی روی دیواره‌ها رسوب کند که اصطلاحا آبشارسنگ (Flowstone) نامیده می‌شود.

آبشار سنگ از جنس کلسیت و حاوی مقدار کمی اورانیوم است که به آهستگی تجزیه و به توریوم تبدیل می‌شود. هر چه آبشارسنگ عمر بیشتری داشته باشد، توریوم بیشتری درون آن انباشته می‌شود. یک آبشارسنگ که تکهای از این نقاشی دیواری غار را پوشانده می‌تواند دست کم به دکترزیلیاو وهمکارانش نشان دهد که قدمت این اثر هنری چقدر است.

مشکل آن بود که دانشمندان معمولا به تکه‌های بزرگی از این سنگ نیاز دارند که مقدار اورانیوم و توریوم درون آن برای اندازه‌گیری کافی باشد. این در حالی است که آبشارسنگ‌های روی نقاشی‌های غار طبق معمول بسیار کوچک بودند. اما دکتر هافمان درباره روش‌هایی برای افزایش شدید حساسیت این تکنولوژی پژوهش کرده تا بتواند با نمونه‌های بسیار کوچک‌تر نیز کار کند.

پژوهشگران به غارهایی در اسپانیا بازگشتند که طی قرن گذشته نقاشی های باستانی در آن‌ها کشف شده بودند. این هنرمندان پیش از تاریخ روی دیوارهای غار تصاویری انتزاعی شامل خط‌های بلند، الگوهایی از نقطه‌ها و طرح پیرامون دست انسان کشیده‌اند. این گروه پژوهشی آبشارسنگ‌هایی یافت که بخش‌هایی از این آثار هنری را پوشانده بودند و نمونه‌های از آن را برای تاریخ‌گذاری جدا کرد. معلوم شد که در سه غار بعضی از این آثار هنری پیش از ۶۴ هزار سال قدمت دارند، یعنی تقریبا ۲۰ هزار سال پیش‌تر از نخستین شواهد حضور انسان مدرن در اروپا.

به گفته دکتر پایک از این‌ها باید کار نئاندرتال‌ها باشد ، ویل ویامر باستان‌شناس داتشادلیدن در هلند که در این پژوهش جدید شرکت نداشت، می‌گوید که شواهد از نظرش قانع کننده‌اند، به گفته او «این یافته سدشکنی بزرگی در رشته تکامل انسان است. اکنون تعلق بعضی از این آثار هنری درون غارها به نئاندرتال یک واقعیت است.»

تاریخ‌گذاری آبشارسنگ‌ها پیشرفت بزرگی در تکنیک‌های پیشین برای تعیین سن هنر غار است، اما با این حال این تکنولوژی هنوز یک محدودیت بزرگی دارد. فقط می‌تواند کمترین سن نقاشی‌های غار را تعیین کند.

تشکیل آبشارسنگ‌ها ممکن است یک روز پس از پایان نقاشی آغاز شده باشد، با ۹۰ هزار سال بعد از آن در نتیجه این تکنیک تنها می‌تواند به شما بگوید که نقاشی از چه تاریخی جدیدتر نیست. اما پژوهش دومی که دکتر تبلیارد همکارانش پنجشنبه هفته گذشته در ژورنال Science chvares منتشر کردند، نشان می‌دهد که نئاندرتال‌ها ممکن است مدت‌ها پیش از ۶۴ هزار سال پیش این نقاشی‌ها را کشیده باشند.

دانشمندان به غاری در سواحل اسپانیا رفتند که دکتر تبلیاو پیشتر در آن صدف‌هایی کشف کرده بود که سوراخ شده و با اخرا رنگ شده بودند. او و همکارانش در سال ۲۰۱۰ با استفاده از تاریخ‌گذاری رادیو کربن قدمت صدف‌های دیگر همان لایه از سنگ را بین ۴۵ تا ۵۰ هزار سال برآورد کرده بودند. اما این نتیجه برای گروه روشن می‌کرد که چه کسی این وسایل تزئینی را ساخته است. شاید دست ساخته نئاندرتال‌ها باشند. اما این امکان نیز وجود دارد که نخستین انسان‌های مدرنی که به اروپا رسیده بودند آن‌ها را ساخته باشند. از سوی دیگر عدم قطعیت تاریخ‌گذاری با رادیوکربن در قدمت بیش از ۴۰ هزار سال نیز این امکان را باقی می‌گذاشت که این صدف‌ها درواقع بسیار قدیمی‌تر باشند.

از این رو دکتر ژیلیاو به این غار بازگشت تا شیوه تاریخ‌گذاری اورانیوم را امتحان کند. او و همکارانش لایه‌ای از آبشارسنگ کشف کردند روی سنگی که آن‌ها جواهرات صدفی را در آن یافته بودند تشکیل شده است. معلوم شد که قدمت این آبشار سنگ حدود ۱۱۵ هزار سال است، خود صدف‌های رنگ شده و سوراخ شده نیز احتمالا خیلی قدیمی‌تر از این نیستند. تا حدود ۱۱۸ هزار سال پیش این غار به دلیل بالاتر بودن سطح آب دریا زیر آب قرار گرفته بود. این یافته شواهد محکمی فراهم می‌کند که نشان می‌دهند صدف‌ها را نئاندرتال‌ها ساخته‌اند، تردیدی نیست که آن‌ها ۱۱۵ هزار سال پیش در اسپانیا زندگی می‌کردند، در زمانی که انسان‌های مدرن دست کم ۷۰ هزار سال بعد به آنجا رسیده‌اند.

این دو یافته جدید فقط این را نشان نمی‌دهند که نئاندرتال‌ها می‌توانستند جواهر تزئینی بسازند یا روی دیوار غار نقاشی بکشند بلکه مهمتر از آن نشان می‌دهند که نئاندرتال‌ها مدت‌ها پیش از انسان مدرناین کارها را انجام می‌دادند و این ضربه مهلکی است به تصور پیشین که آن‌ها فقط از نسل عموزاده‌یشان، یعنی انسان مدرن، تقلید می‌کردند.

صدف‌های سوراخ شده توسط انسان نئاندرتال

قدیمی‌ترین نقاشی‌های غار که توسط انسان‌های مدرن کشیده شده‌اند تنها حدود ۴۰ هزار سال قدمت دارند، در حالی که هنر نقاشی نئاندرتال‌ها دست کم ۲۴ هزار سال قدیمی‌تر است، قدیمی‌ترین جواهرات صدفی شناخته شده که توسط انسان مدرن ساخته شده‌اند، حدود ۷۰ هزار سال قامت دارند، اما نئاندرتال‌ها ۴۵ هزار سال پیش از آن‌ها برای خودشان گردنبندهای صدفی می‌ساختند. به گفته دکتر زیلیاز این نتایج نشان می‌دهند که نئاندرتال‌ها از این تحولات جدا نبودند. اساسا باید گفت که آن‌ها هم انسان مدرن بودند.»

به گفته کلایو فینلیسون مدیر موزه جبل‌الطارق، این پژوهش‌های جدید احتمال شگفت‌انگیز دیگری را نیز مطرح می‌کنند. اینکه توانایی اندیشه نمادین ۶۰۰ هزار سال پیش در نیاکان مشترک نئاندرتال‌ها و انسان‌های مدرن موجود بوده است. او با دکتر ژیلیار موافق است که این پژوهش جدید تایید می‌کند که نئاندرتال‌ها از زبان استفاده می‌کردند. پژوهشگران، علاوه بر شواهد اندیشه نمادین دریافته‌اند که گوش داخلی نئاندرتال‌ها درست همچون ما به فرکانس‌های گفتار حساس بوده و برای تشخیص آن تنظیم شده بود، به گفته دکتر فینلیسون: ما نمی‌دانیم که آنها چگونه حرف می‌زدند. یا چه می‌گفتند، اما می‌دانیم که توانایی سخن گفتن داشتند.

بازسازی یک انسان نئاندرتال

بازسازی یک انسان نئاندرتال

نقاشی‌های غارهایی که دکتر پاپک و همکارانش تاریخ‌گذاری کردند عموما انتزاعی هستند. تاکنون هیچ مدرکی به دست نیامده که نئاندرتال‌ها تصاویری از شیر یا جانوران دیگر کشیده باشند در حالی که انسان‌های مدرن هزاران سال بعد این تصاویر را می‌کشیدند، اما از نظر دکتر پاپک، نکشیدن تصاویر جانوران نشانه نقص ذهنی در نئاندرتال‌ها نیست. بلکه ممکن است صرفا نشانه یک ترجیح فرهنگی باشد. او می‌گوید شاید آن‌ها نظام اعتقادی متفاوتی داشتند و به نظرشان جانوران آنقدر مهم نبودند که تصویرشان را در اعماق غار بکشند. اگر لازم باشد مواد رنگی را آماده کنید و در تاریکی مطلق خودتان را به جایی برسانید تا یک خط قرمز بکشید، این کار به اندازه آنکه کسی یک گاومیش بکشد معنادار است.

در گذشته، بسیاری از پژوهشگران ادعا کرده‌اند که تفاوت‌های ذهنی میان انسان مدرن و نئاندرتال سبب شد که امروزه ما زنده بمانیم و جمعیت‌های تئاندرتال ناپدید شوند. گفته شده که نیاکان ما بودند که توانستند راه‌حل‌های خلاقانه‌ای برای بقا پیدا کنند. اما شواهد روزافزونی نئاندرتال‌ها را در جایگاهی برابرتر با ما قرار می‌دهد، تفاوت‌های جسمانی آن‌ها پس از جدایی از دودمان منتهی انسان‌های مدرن احتمالا به دلیل سازش آن‌ها به اقلیم‌های خشن شمالی که در آن سکونت داشتند تکامل یافتند، اما فرهنگشان به موازات فرهنگی انسان مدرن در آفریقا پیش رفت و از میان رفتن‌شان دلیلی بر پَست‌تر بودن نیست، بلکه فقط نتیجه سازوکار بی‌رحم تکامل است.

نمای بیرونی غار

نمای بیرونی غار

به گفته دکتر زیلیار، نئاندرتال‌ها از میان رفته‌اند. سرخ پوستان فوتگو در جنوب آمریکای جنوبی نیز همین‌طور و همچنین وایکینگ‌های گرینلند. انقراض جمعیت‌ها همواره بخشی از تاریخ بشر بوده است.