منشا فرهنگ، قسمت سوم

تنگه الدواینی

نمایی از تنگه الدوایی، محل کشف بسیاری از ابزارهای انسان‌های اولیه

انسان و ساختن ابزار

اولین نمونه‏‌های انسانی در آفریقا حدود دو میلیون سال پیش ظاهر شده‏‌اند. آن‏ها را در دو نمونه مشخص، یعنی انسان ماهر و انسان راست قامت می‏‌توان خلاصه کرد: گونه انسان که قبل‏ از انسان اندیشمند می‏‌زیسته است، با پیدایش مجموعه اقماری جدید که اخیرا کشف گردید، یعنی هومو رودولفنیس، هوموارگاستر، هوموهایدلبرنیس، هوموآنتس‏سور،به شدت پیچیده‏ شده است و نیز این احتمال وجود دارد که این لیست افزایش یابد.

با عنایت به این نکته که دیگر به درستی باور به یک تکامل انسانی در چارچوب و یا براساس یک محور خطی وجود ندارد، و بایستی به یک تصویر انبوه که انواع مختلف انسان‏ها را در کنار هم نشان می‏‌دهد نگاه کرد.

نوآوری بزرگ و تعیین‏‌کننده انسان ساختن اولین ابزارها بوده است. برای بریدن گوشت، خرد کردن استخوان حیوانات بزرگ، از بلوک‏‌های سنگی که با شکستن قلوه سنگ‏‌ها و به وجود آوردن‏ لبه تیز استفاده می‏کرده‏‌اند. این اولین تکنولوژی بسیار ساده و ابتدایی است که به نام«ابزارهای‏ الدواینی»معروف‏‌اند و از نام محل باستانی تنگه الدوا در تانزانیا گرفته شده است.درباره این که‏ چه میزان توانایی مغزی برای انجام دادن چنین کاری مورد نیاز بوده است،بحث‏‌های بسیار شده‏ است.

باستان‏‌شناس معروف آندره لورواگوران در این خصوص از اصطلاح«زنجیره اعمال» برای مشخص کردن اعمال پی‏‌درپی برای ساختن این ابزارها استفاده‏ کرده است. در همین راستا، همکار او ژاک پلرگرن معتقد است که ابزارهای الدواینی ساخته یک سلسله‏ اعمال هدفمند بوده است، اگرچه میزان کارهای مؤثر ضعیف بوده و ادوات به صورت بزرگ و خشن ساخته شده‏‌اند.

توماس ج‏لوون از دانشگاه کلورادو با این نظر موافق نیست.او از بیان چنین تصوری(شی‏ ساخته شده با هدف قبلی و مشخص)انتقاد می‏‌کند. به نظر او برای ساختن ادوات الدواینی به‏ داشتن یک هوش و استعداد بالاتر از یک میمون نیازی نبوده است.

ابزار انسان اولیه

ابزارهای آشولی

در مقابل، نوآوری فنی، که به ساخته شدن تبرهای سنگی انجامید، نشانگر مرحله‏‌ای از ذهن‏ و استعداد است که هیچ‏‌کس با آن مخالفتی ندارد. تبرهای سنگی عبارتند از:ابزارهای سنگی با شکل مشخص.

آن‏ها شبیه یک بادام بزرگ هستند که لبه‏‌های تیزی دارند. ویژگی آن‏‌ها مسطح‏ بودن و هندسی شکل بودن آن‏هاست که هم از مقابل و هم از نیمرخ قابل مشاهده است. شواهد به دست آمده از باستان‏‌شناسی تجربی از ظرافت و صرف زمان طولانی برای آموختن تکنیک‏ ساخت نمونه‏‌های زیبایی از آن‏‌ها حکایت می‏‌کند. روشن است که این نوع ابزار با یک هدف‏ معین در ذهن و حتی یک وجه زیبایی شناختی عمدی ساخته شده است.

از این منظر است که‏ می‏‌توان بدون هیچ‏گونه بحثی وارد حوزه اعمال برنامه‏‌ریزی شده گردید. یعنی عبور از چندین‏ مرحله اعمال با اهداف معین و با نمایش یک تصویر ذهنی از یک شی‏.

حال در این‏جا یک سؤال مطرح است: هوش به‏ کار رفته در ساختن این ابزارها در عرصه‏ دیگری هم وجود داشته است؟ مثلا، زبان یا زندگی اجتماعی عبارت است از استعداد تخصصی‏ که تنها به یک بخش فنی متصل است؟ این سؤال همچنان مطرح است، و ما را به بحث درباره معمای این دوره وارد می‏‌کند.

در حدود ۵.۱ میلیون سال پیش تبرهای سنگی آشولی ظاهر می‏‌شوند. این نوع ابزار را در طول حدود یک میلیون سال و تقریبا در تمامی سرزمین آفریقا،آسیا و اروپا می‏‌توان‏ یافت.

در طول زمان، فن ساخت این ابزارها پیشرفت کرده ولی تصویر ذهنی آن تغییر نکرده‏ است. در مقابل هیچ نشانه‏‌ای از تکنیک‏‌های پیشرفته‏‌تر و همچنین هنر، آداب و رسوم تدفین‏ مردگان، لباس که بعدها به عنوان مشخصه انسان اندیشمند در نظر گرفته شد، نمی‏‌توان‏ یافت.

تنها اختراع مهم این دوره خانگی کردن آتش است که به عنوان اعتبار انسان دوره پارینه‏‌سنگی‏ قدیم در نظر گرفته می‏‌شود.

راز فرهنگ انسان اولیه که بسیار پیشرفته‏‌تر از استرال اپیتک‏‌ها بوده است، بعضی از پژوهشگران را بر آن داشت تا به وجود یک پیش فرهنگ واسطه‏‌ای بیندیشند.

روان‏شناس آمریکایی، مرلین دونالد، در کتاب‏ش به نام منشا روح مدرن از این نظریه‏ دفاع می‏‌کند، و می‏‌گوید اولین انسان‏‌ها به ابداع یک نوع خاص از فرهنگ اقدام کرده‏‌اند. این فرهنگ از نوع تقلیدی است و براساس نمایش حرکات اختراع شده است.

در این‏ فرهنگ ارتباطات براساس تقلید و نمایش انجام می‏‌گرفته و آموزش آن از طریق تقلید از افراد بالغ و«مبدعان»آن صورت پذیرفته است. به نظر دونالد، این مرحله این امکان را فراهم ساخت تا به یک شکل از نمایش واسطه‏‌ای بین نشانه‏‌های ساده (حالات ترس و تهدید، فریادهای اخطاردهنده) و نمایش‏‌های نمادین(که در زبان می‏‌توان مشاهده نمود)دست‏ یافت.

برای این که بتوانیم بفهمیم این فرهنگ تقلیدی به چه چیز شباهت داشته است دو نفر را در نظر بگیرید، یک بوشمن و یک اروپایی که هیچ‏یک به زبان دیگری آشنایی ندارند، ولی می‏‌خواهند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. برای این که بتوانند منظور یکدیگر را بفهمند، مهم‏ترین عامل تقلید حرکات است، اعمالی که می‏‌توانند آن مفاهیم را نمایش‏ دهند.

برای گفتن«خوردن» می‏‌توان دست را به طرف دهان برد. برای نشان دادن یک پرنده به کمک‏ دست‏‌ها می‏توان حالت بال زدن را نمایش داد. برای سازمان دادن شکار، می‏‌توان آن را نمایش‏ داد.

آشولی:به صنایع و ابزارهای معروف از نوع تبرهای سنگی دستی اطلاق می‌‏شده که از ۸.۱  میلیون تا ۳۰۰ هزار سال پیش ساخته می‏‌شده است. این ابزارها با انسان راست قامت همراه بوده است. اولین‏ نمونه  آن در سال ۱۸۷۲  توسط بوشه دوپرت در سنت آشول کشف گردید .روش ساخت آن در طول‏ زمان شناخته‏‌تر شده است. تبرهای سنگی به عنوان تبر و وسیل‌ه‏ای برای دفاع و حمله و پرتاب مورد استفاده قرار می‏گرفته‏‌اند. این نوع ابزارها زیربنای ساخت ابزارهای دیگری که در دوره‏‌های بعد ساخته‏ شده‏‌اند نیز بوده است.