درباره منشا فرهنگ، قسمت دوم

ابزار انسان های اولیه

ابزار سنگی مورد استفاده انسان راست قامت

استرالوپیتکوس(انسان‏‌نما، انسان‌ گونه یا جنوبی کپی با نام علمی Australopithecus )

هویت‌‏شناسی: استرال‌اپیتک‏‌ها(=استرالوپیتکوس)  حدود ۴ تا یک میلیون سال پیش در آفریقا زندگی می‏‌کرده‏‌اند. متوسط حجم جمجمه آن‏ها حدود ۵۰۰ سانتی‏متر مکعب(یک سوم مغز انسان امروزی) و طول قد آن‏‌ها کمتر از ۴۰ متر بوده است.

انواع: در حال حاضر هشت نوع از آن‏ها شناسایی شده‏‌اند: قدیم‏ت‌رین آن‏‌ها آردی پیتکوس اما ننسین، استرالوپیتکوس عفاری(لوسی)، استرال اپیتکوس افریکانوس، استرال اپیتکوس بحر غزالی‏ بوده‏‌اند.

جدیدترین آن‏‌ها که حدود ۲ میلیون تا یک میلیون سال پیش زندگی می‏کرده‏‌اند (هم عصر با نوع انسان Homo ) را پارانتروپ نیز می‏‌نامند (پارانتروپوس بوازی،پارانتروپوس اتیوپیکوس، پارانتروپ روبوست).

گستردگی: این نمونه‏‌ها تنها در آفریقا زندگی می‏کرده‏‌اند. روی دوپا راه می‏‌رفته و بعضی از آ‌ن‏ها جنگل‏‌زی بوده‏‌اند. همه‏‌چیزخوار بوده و گهگاهی شکار نیز می‏کرده‏‌اند.

فرهنگ: به‏ ندرت دارای فرهنگ بوده‏‌اند ولی نشانه‏‌هایی از ابزار در جامعه آ‌ن‏‌ها دیده شده که‏ هنوز بسیار بحث‏‌انگیز است. میزان توانایی آن‏‌ها می‏‌بایستی مشابه و هم‏سنگ با میمون‏‌های‏ بزرگ امروزی بوده است.

نوع انسان

هویت‏‌شناسی: حجم جمجمه آن‏ها از ۶۰۰ سانتی‏متر مکعب در بین هوموهابیلیس(انسان‏ ماهر) تا ۱۳۰۰ سانتی‏متر مکعب در بین انسان‏‌های جدید می‏‌رسد. اندازه قد آن‏‌ها برحسب‏ انواع به شدت متفاوت است: ۴۰.۱ متر در بین انسان‏های ماهر تا ۸۰.۱ برای انسان‏ ارگاستر.

انواع: هومورودولفنیس، هوموهابیلیس، هوموارگاستر در آفریقا بین ۵.۱ تا ۵.۲  میلیون سال‏ پیش زندگی می‏‌کرده‏‌اند.بقایای انسان راست قامت(هوموارکتوس) در آسیا نیز پیدا شده است. انسان هایدلبرگنیس و انسان انته‏‌سه‏سور در اروپا بین یک میلیون تا ۳۰۰ هزارسال پیش‏ می‏‌زیسته‏‌اند. انسان‏‌های اندیشمند(نئاندرتال، کرومانیون) حدود ۲۰۰هزار سال پیش ظاهر شده‏‌اند.

گستره جغرافیایی: انسان از آفریقا خارج شده و آسیا و اروپا را حدود یک میلیون سال پیش‏ فتح کرده است.

فرهنگ: انسان مخترع فن (فن تراش سنگ) بوده است. از ۴۰۰ هزار سال پیش آتش را تحت کنترل خود درآورد. درباره وجود یک زبان اولیه در این‏ زمان بحث‏‌هایی در گرفته است.

زبان در شامپانزه

زبان بدن در شامپانزه‌ها: درحوال درخواست غذا

انسان اندیشمند

انواع: دو شاخه(رده): انسان نئاندرتال (حدود ۲۰۰ هزار سال پیش ظاهر و حدود ۳۰ هزار سال پیش ناپدید شده است؛ کرومانیون، جد مستقیم انسان اندیشمند، یعنی انسان امروزی بوده‏ است.

شیوه زندگی: ابتدا به صورت کوچنده و نیمه یک‌جانشین، در مناطق مختلف جهان پراکنده‏ شده است. او به شکار،صید و گردآوری مشغول بوده، تا مدت‏‌ها کشاورزی را نمی‏‌شناسد و در محدوده محله‏‌های کوچک زندگی می‏‌کرده است. هیچ نشانه‏‌ای از جنگ یا برخورد بین آن‏‌ها به دست نیامده است. وجود آدم‏خواری آیینی محتمل است.

فرهنگ: انسان نئاندرتال مردگان خود را دفن می‏‌کرده است. با حضور انسان اندیشمند ابزارهای سنگی ظریف‏تر و کارآمدتر شده‏‌اند.(صد هزار سال پیش رنده و خراشنده از نوع‏ موستری ساخته می‏شده‏‌اند). در زئیر یک قلاب استخوانی با قدمت ۹۰ هزار سال پیدا شده‏ است.

انفجار فرهنگی ۴۰ هزار سال پیش

از ۴۰ هزار سال پیش شواهد وجود یک انفجار فرهنگی‏ به دست آمده است:

نیزه چوبی، متعلق به ۴۰۰ هزار سال پیش، کشف شده در آلمان

نیزه چوبی، متعلق به ۴۰۰ هزار سال پیش، کشف شده در آلمان

تنوع ابزارها (نیزه‏‌ها، قلاب‏‌ها،لباس‏‌هایی از جنس پوست، سوزن استخوانی، سرنیزه‏‌های‏ سنگی، اسکنه، سنگ‏‌های تراشیده به شکل برگ درخت زبان گنجشک و…)

پیدایش یک هنر پیشرفته در غارهای مزین و مجسمه‏‌ها، که بدون شک با آیین‏‌های‏ مذهبی همراه بوده‏‌اند. تدفین روشمند مردگان و در مواردی همراه با آداب.(وضعیت قرار گرفتن‏ جسد و در مواردی قرار دادن اشیا و تزییناتی در کنار آن).

به‏ نظر می‏‌رسد که شامپانزه‏‌ها ماده بالغ به کودکان خود می‏‌آموزند که چگونه خود را حفظ کنند (یعنی در چه وضعیت‏‌هایی خود را قرار دهند) که این کار به زمان نیاز دارد تا آن‏‌ها بتوانند یاد بگیرند.

نتیجه  یک مطالعه که در مجله طبیعت (۱۹ ژوئن ۱۹۹۹) منتشر شده حتی وجود سنت‏‌های‏ محلی را در بین شامپانزه‏‌ها نشان داده است: شامپانزه‏‌های تانزانیا برای شکار مورچه‏‌ها خود را در وضعیت مشابه شامپانزه‏‌های ساحل عاج و اوگاندا قرار نمی‏‌دهند. تمام این‏‌ها نشانگر آن‏ است که‏ این سنت‏‌ها آموخته شده و سپس نسل‏ به‏ نسل منتقل شده‏‌اند. هوش اجتماعی در بین شامپانزه‏‌ها نیز توسعه یافته است.

حیوانات در شرایط استراتژیک قادر به مکر و حیله هستند، برای مثال با فریاد می‏‌توانند گروه‏‌ها را متوجه چیز دیگری کرده و مواد غذایی را تصاحب کنند. از طرف دیگر، اطلاع داریم که‏ آن‏‌ها در ذهن‏شان نشانه‏‌ای از سرزمین را حفظ کرده و از خودآگاهی بهره‏‌مند هستند و قادرند میمون‏‌های دیگر را با نشان دادن اشیا و یک سلسله اعمال سرگرم نمایند.

مجموعه این مشاهدات تأکید می‏‌کند که شامپانزه‏‌ها مانند اکثر پستانداران، به واکنش غریزی‏ خود بسنده نمی‏‌کنند و بخشی از رفتارهای آن‏‌ها آموختنی است: شامپانزه‏‌های کوچک از طریق‏ بازی، تجربه، تقلید، با قوانین اجتماعی آشنا می‏‌شوند. آن‏ها همچنین می‏‌آموزند چگونه غذا بخورند و چگونه تخت خود را از شاخ و برگ درختان برای خواب شب بسازند.«دوره جوانی» شامپانزه‏‌ها که دوره قبل از سن بلوغ را شامل می‏‌شود،حدود ۱۰ سال است که همان دوره آموختن است.

می‏توان گفت آن‏‌ها میمون به دنیا نمی‌‏آیند، بلکه بعد از تولد میمون می‏‌شوند. بدون شک‏ برای استرال‌اپیتک‏‌ها هم همین روال وجود داشته است.

دفن مرده توسط نئاندرتال

دفن مردگان توسط انسان‌های نئاندرتال؛ کشف شده در اوایل ۱۹۰۰

پس آیا می‏‌توان در چنین شرایطی از وجود «فرهنگ» میمون‏‌های بزرگ و استرال‌اپیتک‏‌ها صحبت به میان آورد؟ اگر بپذیریم که برای‏ چگونه عمل کردن و رفتارهای اجتماعی که از طریق برقراری ارتباط با گروه‏‌ها ایجاد می‏‌شود آموزش وجود داشته است، پس پاسخ این سؤال نیز کاملا مثبت است.

این رویداد می‏‌تواند ما را به طرف پذیرش این مسئله راهبری کند که بین استرال اپیتک‏‌ها و انسان امروزی تفاوت اصلی در درجه آن‏‌هاست. باوجود این، این نظر نتیجه‏‌ای نیست‏ که اکثر متخصصان به آن رسیده باشند.

شامپانزه‏‌ها، مانند استرال‌اپیتک‏‌ها از ابزارهای ساده استفاده می‏‌کنند، ولی آن‏‌ها را نمی‏ساخته‏‌اند. از طرف دیگر، تلاش‏‌های انجام شده برای آموزش به شامپانزه‏‌ها که بتوانند ابزار سنگی بسازند با شکست روبه‏‌رو شده است.

در همین راستا، تلاش‏‌هایی که برای آموختن زبان به میمون‏‌ها انجام شده محدودیت آن‏ها را نشان داده است. شامپانزه‏‌ها موفق شدند تا حدود ۲۰۰ لغت را بیاموزند و از آن‏‌ها در جای درست‏ و به صورت کاملا آگاهانه استفاده نمایند. آن‌ها می‏توانند از دو و گاهی سه ترکیب لغوی برای درخواست‏‌های خود استفاده نمایند. ولی‏ هرگز نمی‏‌توانند با کنار هم گذاشتن کلمات به ساختن جملات واقعی بپردازند.

نکته قابل توجه آن است که آن‏‌ها همیشه از یک «زمینه زبانی» در یک بستر بسیار خاص برای‏ خواسته‏‌هایشان استفاده می‏‌کنند: واشوموز، یا وقتی از او رنگ یک شی‏ پرسیده می‏‌شود به وسیله واشو می‏‌تواند پاسخ داده شود: «توپ آبی».

شامپانزه، هرگز برای طرح سؤال یا برای جلب و حتی برای شرح وقایع نیز از زبان استفاده‏ نمی‌‏کند.

بالاخره، همان‏طوری که انسان‏‌شناس آمریکایی ایان تاترسال‏ رئیس موزه  تاریخ طبیعی‏ نیویورک بیان کرده، در زندگی شامپانزه نمی‏‌توان رفتارهایی را که تأییدکننده انجام دادن‏ فعالیت‏‌هایی که با یک پروژه درازمدت مرتبط است مشاهده کرد.

بنابراین، فاصله‏‌ای بین هوش استرال اپیتک‏ها (قابل مقایسه با شامپانزه‏‌ها) و فرزندان انسانی‏ آن‏‌ها در سرزمین آفریقا وجود داشته است.