معرفی کتاب: اسلحه، میکروب و فولاد

کتاب اسلحه میکروب و فولاد (سرنوشت جوامع انسانی)مشخصات

  • نام کتاب: اسلحه، میکروب و فولاد
  • عنوان اصلی: Guns, Germs, and Steel
  • نویسنده: جرد دایموند
  • مترجم: حسن مرتضوی
  • ناشر: بازتاب نگار، ۱۳۹۴، ۵۴۴ صفحه

خلاصه‌ی این کتاب در یک جمله می‌شود: «تاریخ مسیرهای متفاوتی را برای مردمان متفاوت پیموده که علت آن، تفاوت در محیط‌زیست آن‌ها بوده است نه تفاوت‌های زیست‌شناختی میان خود مردم.»

کلیات کتاب

فصل‌های این کتاب به چهار پاره تقسیم می‌شوند. پارهٔ اولی، با عنوان «از باغ عدن تا کاخامارکا» شامل سه فصل است. در فصل اول به سرعت، تکامل و تاریخ آدمی را مرور می‌کنیم که از جدایی ما از بوزینه، حدود ۷ میلیون سال پیش، تا پایان واپسین عصر یخبندان، حدود ۱۳ هزار سال پیش را در بر می‌گیرد. گسترش انسان‌های نیاکانی خود را، از خاستگاه‌های خویش در آفریقا به قاره‌های دیگر، دنبال خواهیم کرد تا وضعیت جهان را درست پیش از آغاز رویدادهایی درک کنیم که اغلب با اصطلاح «پیدایش تمدن» یک کاسه می‌شوند. در این بررسی معلوم می‌شود که تکاملی انسان در برخی قاره‌ها زود‌تر از قاره‌های دیگر آغاز شده است.

فصل دوم زمینه را برای کندوکاو در اثرات محیط زیست قاره‌یی بر تاریخ در بیش از ۱۳ هزار سال پیشی فراهم می‌آورد، به این ترتیب که به طور خلاصه اثرات محیط زیست جزیره‌یی را بر تاریخ در مقیاسهای کوچک‌تر زمانی و منطقه‌یی بررسی می‌کند. هنگامی که نیاکان پولینزی‌ها حدود ۳۲۰۰ سال پیش در اقیانوس آرام پراکنده شدند، با جزایری روبه‌رو شدند که تفاوت چشمگیری با محیط‌زیستشان داشت.

طی چند هزاره، آن جامعه‌ی پولینزی در جزایری متفاوت گستره‌یی از جماعت‌های متنوع خواهر، از قبایلی شکارچی – گردآورنده تا نمونه‌های اولیهٔ امپراتوری‌ها، را قارچ‌وار به وجود آورد. این پرتوافکنی می‌تواند برای پرتوافکنی طولانی‌تر، در مقیاسی بزرگ‌تر و کمتر درک شدهٔ جماعت‌های قاره‌های متفاوت پس از پایان واپسین عصر یخبندان سرمشق قرار بگیرد که به قبیله‌های شکارچی-گردآورنده و امپراتوری‌های گوناگون تبدیل شدند.

فصل سوم با بازگویی روایت‌های شاهدان معاصر از چشمگیر‌ترین برخورد مردم قاره‌های متفاوت در تاریخ، ما را با تصادماتی از این دست آشنا می‌سازد: اسارت آتاهوالپا، آخرین امپراتور مستقل اینکا، در حضور تمامی سپاهیانش توسط فرانسیسکو پیسارو در پایتخت پرویی کاخامارکا می‌توانیم زنجیرهٔ عوامل بی‌واسطه‌یی را تشخیص دهیم که پیسارو را قادر ساخت تا اتاهوالپا را اسیر کند، و در فتوحات دیگر اروپایی‌ها در جوامع بومی آمریکا نیز نقشی داشتند.

این عوامل عبارتند از میکروب‌ها، اسب‌ها، سواد، سازمان سیاسی و فن‌آوری (به ویژه کشتی‌ها و اسلحه‌های) اسپانیایی‌ها. تحلیلی این علت‌های بی‌واسطه بخشی سادهی این کتاب است؛ بخش دشوار‌تر تشخیص علت‌های نهایی است که به آن‌ها و پی آمدهای واقعی انجامید، و نه به این پیآمد متضاد و ممکن که آتاهوالپا به مادرید بیاید و چارلز اول، شاه اسپانیا را اسیر کند.

پارهٔ دوم با عنوان «پیدایش و گسترش تولید خوراکا»، که شامل فصل‌های چهارم تا دهم است، به موضوعی اختصاصی دارد که گمان می‌کنم مهم‌ترین مجموعهٔ دلایل نهایی باشد.

فصل چهارم در خطوطی کلی نشان می‌دهد که چگونه تولید خوراک – به بیان دیگر افزایش خوراک از طریق کشاورزی یا شبانی به جای شکار و گردآوری خوراک‌های وحشی – نهایتاً به عوامل بی‌واسطه‌یی انجامید که سبب پیروزی پپسارو شد. اما پیدایش تولید خوراک در سراسر جهان متفاوت بود.

همانطور که در فصل پنجم خواهیم دید، مردم برخی مناطق جهان تولید خوراک را خودشان تکامل بخشیدند؛ عده‌ایی دیگر آن را در دوران پیشاتاریخ از آن مراکز مستقل کسب کردند؛ و پاره‌ایی نه خودِ تولید خوراک را در دوران پیشاتاریخ تکامل بخشیدند و نه آن را کسب کردند، بلکه همچنان تا دوران جدید شکارچی-گردآورنده باقی ماندند.

فصل ششم عوامل گوناگونی را می‌کاود که در برخی مناطق سبب تغییر شیوه‌ی زندگی شکارچی – گردآورنده به تولید خوراک شد و در مناطق دیگر چنین اتفاقی نیافتاد. سپس، در فصلهای هفتم، هشتم و نهم نشان داده می‌شود که چگونه کشاورزان و نام‌داران اولیه که هیچ درکی از پی‌آمدهای کار خود نداشتند، نیاکان گیاهان و حیوانات احشی را در پیشاتاریخ اهلی کردند. می‌توان بر اساس تفاوت‌های جغرافیایی در مجموعه‌های محلی گیاهان و حیوانات وحشی مستعد برای اهلی شدن توضیح داد چرا فقط مناطق اندکی به مراکز مستقل تولید خوراک تبدیل شدند، و چرا این مراکز در برخی مناطق زود‌تر از مناطق دیگر پدید آمدند. تولید خوراک از این چند مرکز اولیه به برخی مناطق، با سرعت بیش‌تری نسبت به مناطق دیگر گسترش یافت.

از این بررسی معلوم می‌شود که عامل عمده در این سرعت متفاوت گسترش، جهت‌گیری محورهای قاره‌ها بوده است: اوراسیا عمدتا به صورت غربی – شرقی و قاره‌های آمریکا و آفریقا عمدتاً به صورت شمالی – جنوبی امتداد یافته‌اند (فصل دهم). به این ترتیب، فصل سوم طرح کلی عوامل بی‌واسطه در پس غلبهٔ اروپایی‌ها بر بومیان آمریکایی و فصل چهارم تکامل این عوامل را از علت نهایی تولید خوراک روشن می‌کند.

در پارهٔ سوم («از خوراک به سلاح، میکروب و فولاد»، فصل‌های یازدهم تا چهاردهم)، پیوندهای علت‌های نهایی با علت‌های بی‌واسطه به طور جامع بررسی می‌شوند؛ شروع آن از تکامل میکروب‌هاست که مشخصهٔ جمعیت‌های متراکم انسانی شمرده می‌شود (فصل دوازدهم). علاوه براین، بومیان آمریکا و سایر اقوام غیر اروپایی توسط میکروب‌های اوراسیایی کشته شدند، نه با تفنگ‌ها و سلاح‌های فولادی اوراسیایی. برعکس، در دنیای نو هیچ میکروب مرگبار یا متمایزی در انتظار فاتحان اروپایی نبود. چرا مبادله‌ی میکروب تا این حد نابرابر بود؟ در اینجا نتایج تحقیقات اخیر زیست‌شناسی مولکولی با ایجاد پیوند میان میکروب‌ها و پیدایش تولید خوراک، که در اوراسیا بیش از آمریکا بود، موضوع را روشن می‌کند. زنجیرهٔ دیگری که از تولید خوراک به نگارشی انجامید، احتمالا مهم‌ترین اختراع چند هزار سال گذشته بوده است (فصل دوازدهم).

نگارش فقط چند بار در تاریخ بشر به وجود آمده است، آن هم در مراکزی که نخستین جایگاه‌های پیدایش تولید خوراک در مناطق مربوطهٔ خود بوده‌اند. تمامی جوامع دیگر از طریق پراکنش نظام‌های نوشتاری یا اشاعهٔ ایدهٔ نگارشی از یکی از این مراکز اولیه، باسواد شده‌اند. به این ترتیب، برای پژوهشگر تاریخ جهان، پدیدهٔ نگارشی به ویژه به منظور کندوکاو در مجموعهٔ مهم دیگری از علت‌ها یعنی تأثیر جغرافیا بر سهولت گسترش ایده‌ها و اختراعات، سودمند است. آنچه در مورد نگارشی مصداق دارد در مورد فن‌آوری نیز صادقی است (فصل سیزدهم).

پرسشی تعیین کننده این است که آیا نوآوری فن‌آورانه آن چنان به مخترعان – نوابغ نادر و نیز به بسیاری از عوامل نامتعارف فرهنگی وابسته است که مانع از درک الگوهای جهان می‌شود، در واقع، مبارزه‌ی متناقضی خواهیم دید که شمار وسیع عوامل فرهنگی، فهم الگوهای جهانی و فناوری را نه دشوار‌تر بلکه آسان‌تر می‌کند.

تولید خوراک با توانمند ساختن کشاورزان به تولید خوراک، مازاد، این امکان را برای جوامع کشاورزی به وجود آورد تا متخصصان تمام وقت فنون را، که خود غذای خویش را تولید نمی‌کردند و فن‌آوری‌ها را تکامل می‌بخشیدند، در اختیار داشته باشند. تولید خوراک علاوه بر تأمین زندگی کاتبان و مخترعان، کشاورزان را قادر ساخت تا سیاستمداران را نیز زیر پوششی حمایت خود قرار دهند (فصل چهاردهم).

گروه‌های متحرک شکارچی ها – گردآورندگان به طور نسبی مساوات خواه بودند و سپهر سیاسی آن‌ها محدود به قلمرو خود گروه و تغییر متحدان در میان گروه‌های همسایه بود. با پیدایش جمعیت متراکم، مستقر و تولید کننده‌ی خوراک، خان‌ها، شاهان و دیوان‌سالار‌ها پیدا شدند. چنین دیوان‌سالاری‌هایی نه تنها برای حکومت بر قلمروهای بزرگ و پرجمعیت بلکه برای حفظ و نگهداری ارتشی‌های داثمی، گسیلی ناوگان‌های اکتشافی و سازماندهی جنگ‌ها برای فتح سرزمینهای دیگر نیز ضروری و اساسی به شمار می‌رفتند.

در پاره‌ی چهارم («دور جهان در پنج فصل»، فصل‌های پانزدهم تا نوزدهم)، درسهای پاره‌های دوم و سوم در هر کدام از قاره‌ها و برخی جزایر مهم به کار بسته می‌شود. فصل پانزدهم تاریخ خود استرالیا و جزیرهٔ بزرگ گینهٔ نو را، که پیش‌تر به استرالیا در یک قاره‌ای واحد متصل بود، بیان می‌کند.

مورد استرالیا، یعنی موطن جوامع اخیر انسانی با ساده‌ترین فن آوری‌ها و تنها قاره‌یی که تولید خوراک در آن به صورت بومی تکامل نیافت، آزمون تعیین کننده‌یی برای بررسی نظریهٔ تفاوت‌های بین‌المللی در جوامع انسانی است. خواهیم دید که چرا بومیان استرالیایی همچنان شکارچی – گردآورنده باقی ماندند، حتا با آنکه اغلب همسایگان آن در گینهٔ نو به تولیدکننده‌ی خوراک بدل شدند.

فصل‌های شانزدهم و هفدهم تحولات استرالیا و گینهٔ نو را در چشم‌انداز کلی منطقه، که سرزمین‌های اصلی آسیای شرقی و جزایر اقیانوس آرام را در بر می‌گیرد، تلفیق می‌کند. پیدایش تولید خوراک در چین سبب جابه‌جایی‌های بزرگ پیشاتاریخی جمعیت‌های انسانی، یا ویژگی‌های فرهنگی، یا هر دو بود. یکی از اینجابه‌جایی‌ها، در خود چین، پدیدهٔ سیاسی و فرهنگی چین را به نحوی که امروزه می‌شناسیم، خلق کرد.

جابه‌جایی دیگر تقریباً در سراسر منطقهٔ آسیای جنوب شرقی استوایی به جایگزینی شکارچی‌ها – گردآورنده‌های بومی با کشاورزانی انجامید که نهایتا خاستگاه‌شان چین – جنوبی بود. و باز جابه‌جایی دیگری، گسترشی استرونزیایی‌ها بود که به نحو مشابهی شکارچی – گردآورندههای بومی فیلیپین و اندونزی را کنار گذاشت و به دوردست‌ترین جزایر پولینزی گسترش یافت، اما به استرالیا و بخش اعظم گینهٔ نو دست نیافت.

تمامی این تصادمات میان مردم آسیای شرقی و اقیانوسیه برای پژوهشگر تاریخ جهان اهمیت مضاعفی دارد: کشورهایی را شکلی داد که یک سوم از جمعیت دنیای جدید در آن‌ها زندگی می‌کنند، و قدرت اقتصادی در آن‌ها در حالی تمرکز فزاینده یی است؛ و به ویژه، الگوی‌های روشنی را برای درک تاریخ مردم در هر گوشه یی از جهان فراهم آورند.

فصل هجدهم به مسئله‌یی باز می‌گردد که در فصل سوم مطرح شده بود: تصادم میان اروپایی‌ها و مردم بومی آمریکا. جمع‌بندی تاریخ ۱۳ هزار سال گذشتهٔ دنیای نو و اوراسیای غربی این نکته را روشن می‌کند که چگونه تسخیر قارهٔ آمریکا توسط اروپا فقط نقطهٔ اوج دو مسیر تاریخی طولانی و عمدتاً جداگانه بوده است. مهر تفاوت‌های قاره‌یی از نظر گیاهان و حیوانات اهلی شونده، میکروب‌ها، زمان سکونت، جهت‌گیری محورهای قاره‌یی و موانع زیست‌بومی بر تفاوت‌های بین این دو مسیر خورده است.

سرانجام، تاریخ آفریقای جنوب صحرا (فصل نوزدهم) همانندی‌ها و ناهمانندی‌های برجستهٔ آن را با تاریخ دنیای نو نشان می‌دهد.‌‌ همان عواملی که برخوردهای اروپایی‌ها را با آفریقایی‌ها شکل داد، در برخورد آن‌ها با بومیان آمریکایی تاثیرگذار بود. اما آفریقا از قارهٔ آمریکا از لحاظ تمامی این عوامل متفاوت است. در نتیجه، تسخیر آفریقا توسط اروپا موجب اسکان گزینی گسترده یا پایدار اروپایی‌ها در آفریقای جنوب صحرا، به جز پایانهٔ جنوبی آن، نشد.

در فرجام کتاب، با عنوان «آیندهٔ تاریخ انسان به منزلهٔ یک علم»، برخی از این مسائل باقی مانده، از جمله مسئله‌ی تفاوت میان مناطق متفاوت اوراسیا، نقشی عوامل فرهنگی نامرتبط با محیط زیست، و نقش افراد مطرح می‌شود. شاید بزرگ‌ترین مسئله‌ی حلی نشده از این دست، همانا تثبیت تاریخ انسان به عنوان علمی تاریخی، هم طراز با علوم تاریخی شناخته شده نظیر زیست‌شناسی تحولی، زمین‌شناسی و اقلیم‌شناسی است.