استرالوپیتکوس آفریکانوس و پارانتروپوس

آفریکانوس

نام علمی: Australopithecus africanus

تلفظ: استرالوپیتکوس آفریکانوس

نام فارسی: جنوبی‌کپی آفریقایی

موضوع مهم در خصوصل تفسیر هومونین‌های به دست آمده از غارهای آفریقای جنوبی آن است که آن‌ها را نمی‌توان با درجهٔ اطمینان مشابه با سایت‌های آفریقای شرقی تاریخ‌گذاری کرد. در تمام سایت‌های غاری آفریقای جنوبی، فسیلهای هومینین اولیه در سنگ‌های سخت شده، ملات‌های رسوخ کرده در استخوان و یا در خرده سنگ‌های جوش خورده به یکدیگر، با استخوان‌های جانوران دیگر مخلوط‌ند.

پژوهشگران سرگرم تلاش برای یافتن روش‌های مطلق تاریخ‌گذاری هستند که در مورد خرده سنگ‌های به هم جوش‌خورده کارایی داشته باشد، اما تا آن موقع، بیشتر این سایت‌ها فقط از طریق مقایسهٔ بقایای پستانداران یافت‌شده در این غارها با فسیل‌های کشف شده در سایت‌های آفریقای شرقی (که امکان بهتری برای تعیین قدمت دارند) تاریخگذاری می‌شوند.

استرالوپیتکوس آفریکانوس

نمونه جمجمه‌ی فسیل آفریکانوس

قدمت خرده سنگ‌های به هم‌جوش‌خورده حاوی Australopithecus africanus یا استرالوپیتکوس آفریکانوس از طریق این روش بین ۲/۴ تا ۳ میلیون‌سال‌قبل تخمین‌زده می‌شود. یک اسکلت هومینین به شمارهٔ «۵۷۳ Stw» که خیلی کامل و متعلق به اعماق غار ستیرکفنتاین است. ممکن است بسیار قدیمی‌تر و در حدود ۴میلیون‌سال‌قبل عمر داشته باشد، اما هنوز برای گفتن این نکته خیلی زود است که آن به استرالوپیتکوس آفریکانوس تعلق دارد یا خیر.

هومینین‌های های شبیه به استرالوپیتکوس آفریکانوسِ دیگری نیز حتی از اعماق بیشتر در سیستم سیستم غار فوق (Jacovec Cavern) به دست آمده است که آنها نیز احتمالا بیش از ۴ میلیون سال قدمت دارند.

بر بیایهٔ کتاخت کنونی ما از استرالوپیتکوس آفریکانوس، ساختار قیزیکی بدن آن بسیار شبیه به استرالوپیتکوس عفاری است، اما دندان‌های جونده در آن بزرگ‌تر و جمجمه آن نیز چندان «انسان ریخت مانند» نیست.

میانگین حجم مخزی کمی بزرگتر از عفاری است. اسکلت غیرجمجمه‌ای استرالوپیتکوس آفریکانوس نشان‌دهندهٔ آن است که در عین اینکه می‌توانسته بر روی دو پا راه برود، قادر به بالا رفتن از درختان نیز بوده است. سایر فسیل‌های جانوری و بقایای گیاهی یافت شده به همراه استرالوپیتکوس آفریکانوس نشان می‌دهد که زیستگاه آن درختزار پوشیده از علف بوده است.

نشانه‌هایی وجود ندارد مبنی بر اینکه آیا استرالوپیتکوس آفریکانوس در غارها زندگی می‌کرده است یا خیر. استخوان‌های آنان ممکن است توسط پلنگ‌ها به دهانهٔ غارها حمل شده باشد و یا کفتارها آنها را به درون غار حمل کرده باشند.

پارانتروپوس

نام علمی: Paranthropus

تلفظ: پارانتروپس

نام فارسی: پرامردم

شواهد بیشتری مبنی بر اینکه Paranthropus مجزا و متقاوت یا Au.africanus بوده است در سال ۱۹۵۹ به دست آمد. «ماری لیکی» و «لوییس لیکی» جمجمهٔ تکه‌تکه شده ۱/۹ میلیون ساله را در «اولدوای گورج» واقع در تانزانیا کشف کردند.

فسیل پارانتروپس

نمونه فسیل جمجمه‌ی پارانتروپس بویزی،کشف شده در نایروبی

این جمجمه دارای دندان‌های جونده و آروارهٔ بسیار بزرگ تری از پارانتروپوس روباستس (Paranthropus robustus) است، اما دندان‌های پیشین و نیش آن، هم به طور مطلق و در مقایسه با اندازهٔ دندان‌های نیش آسیا و آسیای آن کوچک‌اند. خوراکش هرچه که بوده، شواهد نشان می‌دهد این موجود نیازمند دندان‌های پیشین بزرگ، برای گاز گرفتن نبوده است. این جمجمه را متعلق به گونه‌ی پارانتروپوس بوزی Paranthropus boisei دانسته‌اند.

فسیل جمجمه پارانتروپوس روباستس

فسیل جمجمه پارانتروپوس روباستس

خصوصیاتی که پارانتروپوس بوزی را متمایز می‌کند در جمجمه، آرواره و دندان‌ها یافت شده است. آن تنها عضو تبار انسان به شمار می‌رود که تلقیقی از صورت بزرگ و پهن و تخت را با دندان‌های جوندهٔ بسیار بزرگ و دندان‌های پیشین و نیش کوچک داراست. با وجود این آرواره‌ها و دندان‌های جوندهٔ بزرگ، مغز آن (حدود ۴۵۰ سیسی) اندازه‌ای متشابه مغز آسترالوپیت هایی نظیر آفریکانوس دارد.

قدیمی‌ترین شواهد پارانتروپوس بوزی در شرق آفریقا، واریته‌ای است که یک صورت پیش آمده‌تر، دندان‌های پیشین بزرگتر و نیز یک قاعدهٔ جمجمهٔ انسان‌ریخت شکل‌تر دارد. برخی از پژوهشگران این فسیل های ماقبل ۲/۳میلیون‌سال‌قبل را به گون‌های مجزا به نام پارانتروپوس اتیوپی Paranthropus aethiopicus نسبت می‌دهند.

پارانتروپوس اتیوپی

فسیل جمجمه پارانتروپوس اتیوپی

برخلاق شواهد جمجمه‌ای غنی برای پارانتروپوس بوزی،  هیچ بقایای غیر جمجمه‌ای همراه با بقایای جمجمه‌ای پیدا نشده است؛ به طوری‌که بتوان مطمئن بود که به پارانتروپوس بوزی تعلق دارد. از این رو، مدرک خوبی در ارتباط با وضعیت قامت و تحرک آن در اختیار نداریم و فقط در این زمینه حدس‌هایی می‌زنیم.

بیشتر دیرین‌انسان‌شناسان این دندان‌های جونده با تاج بزرگ و مینای ضخیم، آرواره‌های بزرگ با بدنهٔ پهن و نیز ستیغ روی جمجمهٔ افراد بزرگ را به عنوان مدرکی تفسیر می‌کند که نشان از تغذیهٔ بسیار خاصی و ویژهٔ پارانتروپوس بوزی دارد؛ رژیم غذایی که شاید عمدتاً حاوی دانه‌های گیاهی یا میوه‌هایی با پوسته‌ی خارجی سخت بوده است. سایرین نظر متفاوتی دارند و میگویند که پارانتروپوس بوزی ممکن است یک نخستی عالی هم ارز یک خوک بیشه (bush pig) بوده باشد. دندان های جونده و آروارهٔ بزرگ آن را قادر می‌ساخته است تا از عهدهٔ طیف وسیعی از مواد غذایی شامل گوشت، غذاهای گیاهی و حشرات بر آید.

تصویر شبیه سازی فسیل جمجمه پارانتروپوس بوزی

تصویر شبیه سازی فسیل جمجمه پارانتروپوس بوزی

به قدر کافی جمجمه و کاسهٔ سر وجود دارد که نشان دهد پارانتروپوس بوزی در طول زمان افزایتش معتدلی در اندازهٔ مغز داشته است. هیچ علت ریخت‌شتاختی وجود ندارد که توضتضیح دهد چرا پارانتروپوس‌ها نتوانسته‌اند ابزارهای سنگی ابتدایی بسازند.

چوب‌های تیزی که همراه پارانتروپوس روباستس یافت شده است ساییدگی‌هایی را نشان می‌دهد که یا انواع ساخته‌های شکارچیان و گردآورنده‌های محاصره به منظور رخنه به درون لانه‌ی موریانه‌ها برای دستیابی به موریانه‌های لذیذ و سرشار از انرژی، مطابقت دارد.

بزرگترین نمونه‌های پارانتروپوس بوزی که نزدیک به یقین‌تر بوده‌اند، تقریبا دو برابر کوچکترین افراد (احتمالا ماده) وزن دارند (حدود ۶٫۸ کیلو  تا ۳۴ کیلو). در نخستی‌های امروزی چنین طیف گسترده‌ای از اندازهٔ جثه با سیستم اجتماعی ارتباط می‌یابد که در آن، رقابتی در میان نرها برای دستیابی به ماده‌ها وجود دارد.

در نخستی‌های امروزی، نرها، این سلسله‌مراتب را از طریق ترساندن حریف با نشان دادن دندان‌های نیش بزرگ خود بنا می‌نهند. نبود دندان‌های نیش بزرگ در پارانتروپوس‌ها حکایت از آن دارد که اگر سلسله مراتب غالبیت نرها در این جنس وجود داشته است، نرها برای بنیان نهادن این سلسله مراتب باید از برخی وسایل دیگر به این منظور بهره گرفته باشند.

مقایسه فسیل جمجمه از چپ به راست: استرالوپیتکوس آفریکانوس، پارانتروپوس روباستس، پارانتروپوس بویزی، پارانتروپوس اتیوپی

مقایسه فسیل جمجمه از چپ به راست: استرالوپیتکوس آفریکانوس، پارانتروپوس روباستس، پارانتروپوس بویزی، پارانتروپوس اتیوپی

شاید اندازهٔ صورت در آن‌ها در تلفیق احتمالی با چروک‌های اورانگوتان‌مانندِ پوست‌شان، می‌توانسته است ابزاری برای بهره‌گیری آنها به منظور پایه‌گذاری جایگاه‌شان در سیستم سلسله مراتبی گروه باشد.