چگونه از جهش و شکست جمعیتی جلوگیری کنیم؟

دیوید پرایس می‌گوید: تمامی گونه ها تا زمانی که منابع، شکارچیان،  انگل ها و شرایط فیزیکی اجازه دهند رشد می کنند. وقتی یک گونه به محیط زندگی جدید با منابع فراوان وارد می‌شود جمعیت رشد آن بسیار سریع خواهد شد تا همه منابع را استفاده کند.

فرگشت انسان و انرژی

دانشمندان حیات نسبت به  مفهوم  زیست بومی «ظرفیت انتقالی Carrying Capacity (ماکزیمم جمعیتی که می تواند توسط یک محیط تامین شود)» و کاربردهای «ملتوسی(اسم فرد)» این ایده ها بر جمعیت انسانی آگاه هستند.

ملتوس می نویسد: این یک حقیقت واضح است و نظر بسیار از نویسندگان را هم جلب کرده است که جمعیت همواره باید کمتر از سطح میانگین های معاش نگاه داشته شود ولی هیچ یک از این نویسندگان نگفته اند که این سطح  میانگین چیست.

معمولا یک رابطه چرخه ای بین جمعیت شکار و شکارچی وجود دارد که جمعیت هر دو گروه را کنترل می کند.

نمودار جمعیت خرگوش سفید S hare(سمت چپ) و جمعیت گربه‌سیاه Lynx(سمت راست)

نمودار جمعیت خرگوش سفید S hare(سمت چپ) و جمعیت گربه‌سیاه Lynx(سمت راست)

اما وقتی هیچ شکارچی وجود نداشته باشد چی می شود؟

این مسئله در مقاله های دیوید کلین و متیو آیلند  مطرح شده است.در ابتدا منابع غذایی زیادی وجود داشت و جمعیت گوزن های شمالی بسیار زیاد شد. هیچ شکارچی برای کنترل جمعیت وجود  نداشت.

بعد از ۲۰ سال که این مسئله مشاهده شد ، گوزن های شمالی یک جهش جمعیتی داشتند که از میزان ” ظرفیت انتقالی” غذایی جزیره شان بالاتر بود و به طور ناگهانی تعداد زیادی از آنها در اثر گرسنگی تلف شدند.این پدیده ای عمومی در بین همه گونه ها هست که اگر از “ظرفیت انتقالی ”  زیست بومشان تجاوز کنند، نسلشان منقرض می شود.

جمعیت فرضی گله گوزن شمالی.  تعداد واقعی بر روی منحنی جمعیت نشان داده شده است.

جمعیت فرضی گله گوزن شمالی. تعداد واقعی بر روی منحنی جمعیت نشان داده شده است.

این حتی سرنوشت باکتری هایی است که ظرف کشت رشد می کنند. یک ظرف کشت را در نظر بگیرید که منابع تغذیه کافی برای رشد یک کشت از باکتری ها را داشته باشد.

یک باکتری را در ساعت ۱۱ صبح وارد ظرف می کنیم و می دانیم که جمعیت باکتری ها هر دقیقه دو برابر می شود به گونه ای که در ساعت ۱۲ ظرف کاملا پر خواهد شد.

Avoid-Population-09

در چه ساعتی ظرف کشت تا نصف پر می شود؟ بسیار از مردم این جواب اشتباه را می دهند که در ساعت ۱۱:۳۰ ظرف  تا نیمه پر می شود . چون همه با رابطه خطی به نسبت رابطه نمایی آشنایی بیشتری داریم. اما جواب صحیح ساعت ۱۱:۵۹ دقیقه هست که خیلی شهودی به نظر نمی آید.

مثال دیگری از جهش و شکست جمعیتی نرخ رشد سلولهای مخمر در محلول ۱۰ درصد شکر است. ابتدا جمعیت مخمر های به صورت نمایی منفجر می شود و وقتی منابغ غذایی تمام می شود و دفع آنها محیط را آلوده می کند جمعیت به همان سرعت نمایی می میرد.

Avoid-Population-03

پس تا به اینجا فهمیدیم که رشد جمعیت نمایی هست و نه خطی. اما درباره انسان چگونه است. آیا ما انسان ها از باکتری ها و مخمر ها باهوش تریم ؟ و یا نمودار جمعیتی ما نیز از جهش و شکست مشابه با آنها پیروی می کند؟ آیا برخلاف مخمرها ما دارای مزیت فرگشتی  تطبیقی برای تشخیص و جلوگیری از این جهش ها داریم؟

Avoid-Population-04

سرنوشت انسان ها در Easter Island  می تواند در جواب به این سوالها کمک کند. وقتی اولین انسان به این جزیره رفت منابع وافری برای تامین یک جمعیت کوچک وجود داشت. همانند گوزن های شمالی و مخمرهای جمعیت انسانها در آن بسیار زیاد شد. شکارچی برای کنترل این جمعیت وجود نداشت. این رشد تا جای ادامه پیدا کرد که  از “ظرفیت انتقالی” جزیره بیشتر شد. بعد از این جهش اکثر جمعیت دچار قحطی شدند .در حدی که موارد انسان خواری هم در آن ایجاد شد.

آیا انسان از لحاظ زیست بومی استثنا است؟

بسیاری از انسان ها به استثنا بودن انسان معتقد هستند.باورد دارند که بدون شک ما باهوش تر از مخمر و گوزنهای شمالی هستیم و پیشرفت های علمی  و تکنولوژیکی ما را از جهش اکولوژیکی حفظ می کنند. ما می توانیم “ظرفیت انتقالی ” کره زمین را افزایش دهیم.

ریموند کورزویل در سال ۲۰۰۵ در کتابش اشاره کرد که اطلاعات علمی ما مانند جمعیت به صورت نمایی رشد می کند. او باور دارد که این مسئله به ما کمک می کنند که ظرفیت انتقالی زیست بوم خود را افزایش دهیم، بیماری ها و پیری را درمان کنیم و مشکل کاهش انرژی را هم حل کنیم. او باور دارد که ما می توانیم با تکنولوژی و علم، زیست بوم خود را از جهش و شکست جمعیتی حفظ کنیم.

پس ما دو رویه نمایی مخالف داریم. یکی رویه منجر به جهش و شکست ژیست بوم می شود و رویه دیگر که می تواند از این اتفاق جلوگیری کند. کدام یک زودتر اتفاق می افتد؟ فعلا کسی نمی داند. اما نمی شود منتظر بمانیم تا ببینیم نتیجه چه است. خوشبینی خوب است اما می تواند کشنده باشد. نمی توان به پیشرفت تکنولوژی یا نظریه بازار آزاد برای اینکه از بحران جمعیتی و زیست بومی نجات پیدا کنیم اتکا کنیم.

یکی از نمونه های جهش مصرف در زیست بوم  بیشینه شدن بهره برداری از نفت است.

Avoid-Population-05

میزان نفتی که در یک میدان نفتی تولید می شود معمولا ابتدا رو به افزایش است سپس به یک نقطه بیشینه می رسد و در نهایت میدان شروع به خشک شدن می کند و تولید نفت کم می شود. متخصصین بسیاری باور دارند که میزان تولید نفت اکنون در مقدار بیشینه خود قرار دارد و باید منتظر روزهایی باشیم که تولید کم و سپس متوقف می شود.

پس می توان انتظار داشت که بدون استفاده از منابع انرژی نوین و تجدید پذیر دنیا با کمبود سریع انرژی روبرو می شود. و چون تولید غذا هم بسیار به تولید انرژی وابسته هست  قحطی انرژی منجر به قحطی غذا خواهد شد. با کمبود سوخت های فسیلی که در حال حاضر ارزان هم هستند مردم فقیر خصوصا در کشورهای در حال توسعه خواهند مرد.

علی رغم اینکه دانشمندان تا به حال چند منبع انرژی تجدید پذیر ایجاد کرده اند که در اندازه قابل اعتنایی می تواند انرژی تجدید پذیر تولید کند ، پیشبینی ها درباره اتمام انرژی های فسیلی به شکل گراف اول زیر است. توجه کنید که همه این سناریو ها بازه های زمانی بسیار کوتاهی در حد چند دهه دارند.

کتاب محدودیت رشد پیش بینی های ترسناکی درباره این روند کرده است که در نمودار دوم مشخص است.

این کتاب در سال ۱۹۷۲ به این نتایج رسیده بود. بر مبنای محاسبات کامپیوتر دنیا با پیک جمعیتی در میانه های این قرن مواجه می شود و بعد جمعیت کاهش چشمگیری خواهد داشت.

محدودیت‌های رشد. ۱۹۷۲.

محدودیت‌های رشد. ۱۹۷۲.

اکنون بعد از ۴۰ سال از این پیشبینی ها وضع چگونه است؟ در مقاله ای که  در مجله ساینس تحت عنوان “بازبینی محدودیت های رشد بعد از ماکریمم برداشت نفت”  بیان شده است که مدل سال ۱۹۷۲ و مقادیری که در این مدل به دست آمده بسیار نزدیک به اطلاعات واقعی در سال ۲۰۰۸ است.

این نتایج با نتایج مطالعه دیگری با عنوان ” مقایسه محدودیت های رشد بعد از ۳۰ سال” سازگار است. بنابراین انتظار می رود که شکست زیست بوم اگر این وضع ادامه پیدا کند در نیمه های قرن حاضر رخ دهد. نویسنده مقاله فوق همچنین پیشنهاد کرده که برای جلوگیری از این وضع باید تا سال ۲۰۲۲ به شرایط تداوم زیست بوم (Ecological Sustainability) برسیم.

آیا روانشناسی فرگشتی می تواند به ما بینش کافی برای بقایمان بدهد؟ ایا ما می توانیم تنها گونه ای باشیم که با موفقیت، جهش و شکست زیست بوم خود را پیش بینی کنیم و از آن جلوگیری کنیم؟ مسائل مربوط به تداوم (Sustainability) جنبه روانشناسی دارند.

آیا ما از لحاظ روانشناسی آنقدر پیچیده هستیم تا بتوانیم مجموع رفتا های خودمان را به گونه ای مدیریت کنیم که به تداوم درباره سیاره محدودمان برسیم؟ یک پاسخ این است که ما هم مانند سایر  گونه ها برای تطبیق روانشناسی برای درک و پیش بینی و جلوگیری از جهش زیست بومی نداریم  بلکه در واقع کاملا خصوصیات عکس را داریم.

طبیعت به ما نمی گوید که فقط دو بچه داشته باش  و بعد دیگر بچه دار نشو چون وظیفه انتقال ژنت را انجام دادی و نباید باعث جهش جمعیتی زیست بوم باشی. بلکه به ما می گوید رقبایت را با تولید هم نوعانت حذف کن چون رقبایت ژن هایی را دارند که با تو در اشتراک نیست.

به بیان دیگر تطبیق روانشناسی ما بگونه ای است که نه فقط می خواهیم در حد رقبا باشیم بلکه می خواهیم آنها را از میدان خارج کنیم.

این مسئله منجر به رقابت، برتری جویی ، مصرف تجملی و به دست آوردن و کنترل منابع می شود. اگر ما شانسی برای مبارزه داشته باشیم که نشان دهیم در این زمینه از مخمرها باهوش تر هستیم باید بتوانیم مادر طبیعت را گول بزنیم.

گرت هاردن می گوید که برای حل این مشکل همه مردم عادی باید به این حس اضطراب متقابل برسند و در اثر آن برای آنچه که اکثر انسان ها را تحت تاثیر قرار می دهد توافق کنند.

یعنی باید هم نظر شویم که از دانش  تطابق روانشناسی خود  برای رسیدن به تداوم استفاده کنیم . مثلا باید از این دانش خود استفاده کنیم تا برداشت خود را در باره  وضع موجود دستکاری کرده و به رقابت در عرصه مصرف کمتر منابع محدود برسیم و نخواهیم از سایرین با ژن های متفاوت جلو بزنیم.

رابرت سیادینی- روانشناس- درباره استفاده از “توهم روانشناسی” ( Psycological Illusion) برای تشویق مردم به انجام کارهایی که از انجام آن ها امتناع می کنند، تحقیق می کند. او مینویسد:

در یک حومه شهر سن دیگو ، تیم او خانه به خانه می رفت و به هر خانواده کارتی درباره حفظ انرژی می داد. ۴ نوع کارت داشتند که به صورت تصادفی  هر هفته به مدت یک ماه به همسایه ها می دادند. کارت اول از صاحب خانه می خواست تا به خاطر حفظ محیط زیست انرژی کمتری استفاده کند. کارت دوم می گفت این کار را به خاطر نسل های بعدی کند. کارت سوم می گفت این کار را به خاطر صرفه جویی مالی کند. و درکارت چهارم  نوشته بودند که ” اکثر همسایه های شما وظیفه حفظ انرژی را به صورت روزانه انجام می دهند ”  این مسئله باعث می شد آنها کمتر از همسایگان خود انرژی مصرف کنند.

در واقع این کارت به آنها پیام داده بود که در رقابت با ژن های دیگر که در اشتراک نیستند  می توانند مصرف را پایین بیاورند بدون اینکه تهدیدی برای نابودی داشته باشند.

از طرفی زنان نقش بسیار ویژه ای در ترویج تداوم دارند.  آنها باید آماده باشند تا مردان اکولوژیک  با مصرف منابع محدود را ، سکسی تر بیابند. متاسفانه، انتخاب جنسی در زن ها بگونه ای طرح شده که مردان تیپ آلفا- موقعیت بالا، مصرف بالا و با کنترل منایع بالاتر – را ترجیح می دهند زیرا در گذشته این گونه مردان توان بیشتری در حفظ بقای زن و فرزندانش داشتند. اما اگر بتوانیم تطابق روانشناسی زن ها را دستکاری کنیم  به گونه ای که مردان کم مصرف تر را بپسندند ، چه رخ می دهد؟

تمایل طبیعی ما به سمت خویشاوندان در ستیزه با حل تراژدی زیست محیط همگانی است. روانشناسی فرگشت پیشنهاد می کند که وقتی قرار هست منابع با ارزش را مشترکا استفاده کنیم ما بیشترین حس نوعدوستی را به ژن های نزدیک به خود داریم و بعد از آن ژن هایی که به ما سود متقابل می رسانند .

اما در سایر حالت ها بسیار خودخواه عمل می کنیم و حتی ممکن است در شرایط رقابت شدید کینه توزانه عمل کنیم یعنی به گروه مقابل با وجود هزینه برای خودمان   آسیب وارد کنیم.

روانشناسی فرگشت می گوید که ما باید با افراد “قبیله” خود که با آنها رابطه سود متقابل خیلی شدید داریم همکاری کنیم. می توان از این خصوصیت برای بقای زیست بوممان استفاده کنیم.

رفتارهای نوع دوستانه امروزی ما به خاطر این است که ذهن ما نمی تواند بین نوع زندگی قبیله ای اجدادمان و زندگی شهری امروز که توام با برخوردهای زیاد با افراد غریبه هست تمایز قائل شود . خاطر این عدم تطابق ذهن مان گول می خورد و اعضا جامعه که زمینه ژنتیکی متفاوتی با ما دارند را به عنوان اعضای قبیله در نظر می گیرد. در نتیجه ما نسبت به آنها احساس منفعت متقابل داریم .

مفاهیم ادراکی عدالت ، اخلاق و حقوق بشر و میل به حفظ منابع محدود می توانند در اثر این پدیده ایجاد شوند. باید توجه داشت که این اتفاق تنها در” بازی با مجموع مثبت” (Positive Sum Game) رخ می دهد.

یک فرد باید با قوانین اجتماعی همکاری کند تا مثل بقیه برش بزرگتری از کیک را در آینده به دست آورد. و این میسر می شود وقتی که  کل کیک بزرگتر شود و رشد کند. اما منابع ما در حال کوچک شدن هستند.

باید از واقعیت مجازی برای دستکاری ذهنمان استفاده کنیم امروزه از تلویزیون و عکس و فیلم لذت میبریم با وجودی که بخشی از محیط اجدادمان نبوده اند. ما هیچ مکانیسم تطبیقی برای مواجه با این حیله های جدید نداریم و در سطح ناخودآگاه نمی توانیم تمایزی بین واقعیت و واقعیت مجازی قائل باشیم. مثلا وقتی فیلم می بینیم حداقل در صحنه های احساسی ممکن است گریه کنیم چون ذهنمان باور می کند که همه ماجرا حقیقی هست.

Avoid-Population-07

بنابراین همان گونه که با توهم ادراکی گول می خوریم می شود با توهم واقعیت مجازی نیز گول خورد. پس می توان ذهنمان را به گونه ای تحریک کنیم که همه کره زمین را به شکل قبیله خود ببیند و به جای نزاع برای بقا همکاری برای بقای قبیله کنیم.

به یک حرکت اجتماعی نیاز داریم- حرکت تداوم. به مانند آنچه در دهه ۶۰ برای حقوق شهروندی و در دهه ۷۰ برای حقوق زنان انجام شد. امروزه کسی نمی خواهد نژادپرست یا سکسیست نامیده شود اما مصرف کننده (Consumerist)  نامیده شدن حس بدی در کسی ایجاد نمی کند. این بار دشمن کیست؟

Avoid-Population-08

دشمن خارج از ما نیست. این بار باید با خودمان بجنگیم، با پایه های تطابق روانشناسی مان که برای موقعیت  برتر و پارتنر برتر و منابع بیشتر رقابت می کنند. روانشناسی فرگشت می تواند کمک کند تا بفهممیم کدام بخش روانمان باید دستکاری شود تا  تداوم را ترویج کنیم. اگر موفق شویم بارقه های امید برای تخفیف جهش  و احتمالا شکست زیست بوممان وجود دارد.

منبع اصلی