پیدایش و تکامل رفتار جمعی

اینکه چگونه گروه‌هایی از افراد به هماهنگی و عملکرد دسته‌جمعی دست می‌یابند در علوم طبیعی موضوع مهمی است، اما تا همین اواخر نقش پیشوایی در این فرآیند عمدتاً نادیده گرفته شده بود. در عوض در علوم اجتماعی، پیشوایی مسلماً یکی از مهم‌ترین مباحث است چراکه در تمام ابعاد زندگی اجتماعی انسان نفوذ می‌کند: انتخاب باراک اوباما، جنگ در عراق و ورشکستگی بانک‌ها همگی رویدادهای خبرسازی هستند که توجه ما را به نقش بنیادی پیشوایی (leadership) و پیروی (followership) جلب می‌کنند. ایده‌ها و پیشرفت‌های همسو در علوم طبیعی و اجتماعی نشان می‌دهند که پیشوایی و پیروی در انسان و جانوران دیگر ویژگی‌های مشترکی دارند که این نشانگر ریشه‌های باستانی و منشأ تکاملی آنهاست.

تکامل رهبری و همکاری اجتماعیما در این مقاله نکته‌های کلیدی پژوهش‌هایی که درباره جانوران و انسان انجام شده را بیرون می‌کشیم تا با الهام گرفتن از یک چشم‌انداز تکاملی، علم جدیدی را درباره پیشوایی پی‌ریزی کنیم. شناسایی خاستگاه و چگونگی پیدایش پیشوایی و پیروی در انسان و همچنین کشف جنبه‌هایی از آن که با جانوران دیگر مشترک است و آنها که مختص انسان هستند، شیوه‌هایی برای شناخت، پیش‌بینی و بهبود وضعیت پیشوایی در جهان امروز ارائه می‌کند.

اگر از یک جمعیت ۲۰۰ نفره بخواهید قدم بزنند و فقط از یک قاعده ساده پیروی کنند و آن اینکه از فاصله یک دست به هم نزدیک‌تر نشوند، خواهید دید که توده‌ای چرخان از افراد تشکیل خواهند داد که حول یک نقطه فرضی می‌گردد. اگر همین آزمایش را تکرار کنید اما پنهانی برای چند نفر هدف خاصی تعیین کنید تا به طرف آن حرکت کنند، خواهید دید که با رعایت همان قاعده طول یک دست، این اقلیت کوچک آگاه گروه افراد ساده‌لوح را به طرف آن هدف پیشوایی خواهند کرد – بدون آنکه کلامی میان‌شان ردوبدل شود یا پیام آشکاری به هم بدهند. این پدیده به‌ویژه از آن جهت چشمگیر است که اعمال شرکت‌کنندگان انسانی دقیقاً منطبق بر پیش‌بینی‌های مدل‌های کامپیوتری برای بررسی هماهنگی در جانوران است – جانورانی همچون دسته ماهی‌ها و گله پرندگان. این نشان می‌دهد که قواعد هماهنگی یکسانی در مورد تمام تاکسون‌های جانوری صدق می‌کند و نقش یک ویژگی عام در جامعه‌پذیری جانوران را پررنگ می‌کند که اغلب نادیده گرفته می‌شود: پیشوایی و پیروی، جایی که یک یا چند فرد رفتار بسیاری را اداره می‌کنند.

در سال ۱۹۴۷ زیست‌شناسی به نام واردر کلاید الی (Warder Clyde Allee) پیشنهاد کرد که «منابع پراکنده درباره پیشوایی در گروه‌های جانوری باید جمع‌آوری و بازبینی شود». با ای ن حال بیش از ۶۰ سال طول کشید تا نخستین مقاله بازبینی درباره پیشوایی در منابع جانورشناسی منتشر شود و داده‌های تجربی در این باره همچنان اندک هستند. در عوض، در منابع علوم اجتماعی بررسی‌های بسیاری درباره پیشوایی منتشر شده است. اما این پژوهش‌ها معمولاً روی پرسش‌های مستقیم (proximate) درباره پیشوایی (برای مثال اینکه پیشوا خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟) متمرکز شده‌اند و عموماً فاقد بینش و درکی از منشأ و کارکردهای سازشی پیشوایی هستند. همانطور که با مثال‌هایی از منابع جانوری و انسانی نشان خواهیم داد، رویکردهای زیست‌شناختی، اجتماعی و روان‌شناختی به مسأله پیشوایی اشتراکات بسیار دارند و یک دیدگاه تکاملی یکپارچه تصویری کامل‌تر و همچنین بنیادی علمی فراهم می‌کند که موجب پیشرفت پژوهش درباره پیشوایی در رشته‌های مختلف خواهد شد.

بازی‌هایی که پیشوایان می‌کنند

کلید پیدایش پیشوایی و پیروی نیاز به هماهنگی است. در گونه‌هایی که در آنها افراد اگر با هم عمل و حرکت کنند سرنوشت بهتری خواهند داشت – عمدتاً در نتیجه فشارهای اجتماعی و بوم‌شناختی – الگوهای پیشوا- پیرو به احتمال بسیار ظهور خواهند کرد. الگوهای پیشوا- پیرو نه تنها در هنگام جابه‌جایی‌های گروهی هماهنگ ظاهر می‌شوند بلکه در فعالیت‌های گروهی دیگر همچون شکار، ترساندن شکارچیان (اوباشگری)، آموزش، صلح‌داری درونی و تعامل با گروه‌های دیگر نیز پدید می‌آیند.

یک «بازی هماهنگی» دونفره ساده نشان می‌دهد که در بسیاری از موقعیت‌ها، پیدایش پیشوایی تقریباً ناگزیر است (جدول ۱). دو فرد را با دو هدف ساده در نظر بگیرید: یک، به خاطر امنیت با هم بمانند و دو، دنبال منابعی همچون غذا و آب بگردند. دو گزینه وجود دارند که با هم جمع نمی‌شوند، غذا در نقطه A یا غذا در نقطه B، و در هر کدام از آنها چیزی که به دست می‌آورند یکسان است. در این موقعیت، هر ویژگی (جسمانی یا رفتاری) که احتمال زودتر حرکت کردن یک فرد را افزایش دهد، احتمال آنکه او پیشوا شود را افزایش می‌دهد و بازیکن دیگر چاره‌ای جز این ندارد که پیرو او باشد. علاوه بر این، چنانچه تفاوت این ویژگی میان بازیکنان پایدار باشد – برای مثال، اگر بازیکن ۱ همواره زودتر گرسنه شود – آنگاه الگوی پیشوا-پیرو پایداری در طول زمان شکل خواهد گرفت. این بازی دونفره را به آسانی می‌توان به یک بازی چندنفره تعمیم داد که در آن یک یا چند فرد می‌توانند گروه بزرگی را هماهنگ کنند.

هنگامی که تضاد (conflict) را وارد می‌کنید که در بیشتر گونه‌هایی که گروه‌های اجتماعی پایدار تشکیل می‌دهند فراوان است، ماجرا پیچیده‌تر می‌شود. برای مثال بازیکن ۱ غذایی که در نقطه A هست را به غذایی که در نقطه B هست ترجیح می‌دهد و در مورد بازیکن ۲ عکس این ترجیح صادق است. در بازی «جدال نر و ماده» (جدول ۲)، رسیدن به اجماع دشوارتر است زیرا بر سر هر نقطه‌ای که به هماهنگی برسند، دو بازیکن پاداش متفاوتی خواهند گرفت. بنابراین انگیزه‌ای برای پیشوا شدن وجود دارد زیرا هر بازیکن می‌خواهد پاداش خودش را به حداکثر برساند. در دنیای واقعی، پیدایش این نوع تفاوت در پاداش در نتیجه ناهمگنی منافع ناشی از جنسیت، سن، جثه یا وضعیت تولیدمثلی، محتمل است. پژوهشی که روی انسان انجام شده، نشان می‌دهد که هر کدام از دو بازی هماهنگی یا جدال نر و ماده اگر با تصمیم‌های همزمان انجام شود (هر دو بازیکن در یک زمان تصمیم بگیرند)، هماهنگی اغلب حاصل نمی‌شود. با این حال اگر به نوبت بازی کنند، مشکل به آسانی حل می‌شود، هرچند در بازی دوم تضاد بر سر اینکه کدام اول بازی کند باقی می‌ماند. نکته مهم اینکه هرچه تفاوت پاداش برای دو بازیکن بیشتر باشد، رسیدن به هماهنگی دشوارتر می‌شود.

مدل‌های دیگر در نظریه بازی‌ها همچون بازی تولیدکننده-کش‌رونده نکته‌های مهمی را درباره وابستگی رفتار پیشوا و پیرو به دفعات بازی روشن می‌کند. در این مدل‌ها فرض بر آن است که منابع (غذا، جفت، یا به عبارت کلی‌تر، اطلاعات) را از طریق دو تاکتیک مختلف می‌توان کسب کرد: افراد می‌توانند تلاش خود را در جست‌وجو برای یافتن منابع خودشان سرمایه‌گذاری کنند – تاکتیک تولیدکننده/پیشوا، یا از منابعی استفاده کنند که در نتیجه تلاش‌های پیشوایان در اختیارشان قرار گرفته است – تاکتیک کش‌رونده/پیرو. در مدل‌ها فرض بر این است که استفاده از هر کدام از این دو تاکتیک بستگی به دفعات تکرار آن دارد. به عبارت دیگر، کش‌رونده‌ها هنگامی موفق می‌شوند که تعدادشان کم باشد، زیرا این فرصت را به دست می‌آورند که از نتیجه تلاش‌های تعداد زیادی از تولیدکنندگان بهپیشواداری کنند.

اما با افزایش تعداد کش‌رونده‌ها، باید بر سر منابعی که توسط تعداد رو به کاهش تولیدکنندگان حاصل شده با هم رقابت کنند. از این رو راه‌حل این بازی تعادل پایداری در فراوانی هر کدام از این دو تاکتیک است و افراد باید رفتارشان را بر اساس آنچه دیگران انجام می‌دهند تنظیم کنند. به عبارت دیگر، اگر تعداد پیروان زیاد شود، یک فرد باید پیشوایی‌شان را به عهده بگیرد زیرا انجام این کار به نفعش است. با وجود عمومیت بازی تولیدکننده-کش‌رونده، کمتر از آن برای درک چگونگی پیدایش رفتار پیشوا-پیرو استفاده شده است و ما تشویق می‌کنیم پژوهشگران بیشتری از این چهارچوب جاافتاده برای شناخت تکامل و رواج پیشوایی در انسان و جانوران دیگر استفاده کنند.

چه کسی پیشوا می‌شود؟

در گونه‌های مختلف، افرادی که ویژگی ریختی، فیزیولوژیک یا رفتاری خاصی داشته باشند که تمایل آنها را برای زودتر اقدام کردن در مسأله‌های هماهنگی افزایش دهد، احتمال بیشتری دارد که به عنوان پیشوا ظاهر شوند.

انگیزش (motivation)

نخست، آن افرادی که بیش از همه به منبع خاصی نیاز دارند بیشتر احتمال دارد که پیشوا شوند. مدل‌های وابسته به حالت و فردبنیادی ایجاد کرده‌اند که پیش‌بینی می‌کنند در جفت افراد خوراک‌جو فردی که منابع انرژی کمتری دارد خودبه‌خود به عنوان پیشوا ظاهر می‌شوند و بنابراین خوراک‌جویی را هماهنگ می‌کنند. این پیش‌بینی در پژوهش‌های تجربی هم تأیید می‌شود. ماهی‌هایی که گرسنه نگه داشته شده‌اند در پیشاپیش دسته جای می‌گیرند و تأثیر بیشتری بر تعیین مسیر حرکت دسته دارند در حالی که فاصله میان‌اجتماعی بیشتری را حفظ می‌کنند و ماده‌هایی که در مراحل تولیدمثلی نیازمند به انرژی هستند برای مثال در گورخرها، لمورها و گیبون‌ها، اغلب جایگاه پیشوایی را اشغال می‌کنند. مدل‌های ماشین‌انگارانه‌تر عملکرد هماهنگ در گروه‌های بزرگ‌تر نشان می‌دهند که افراد خاص – که رسیدن به یک مقصد خاص برای‌شان حیاتی است یا انسجام گروهی کمترین اهمیت را برای‌شان دارد – می‌توانند به الگوهای حرکتی گروه جهت دهند. در انسان نیز اغلب کسی پیشوا می‌شود که بیشترین انگیزه را برای حرکت دارد یا کمترین اهمیت را به منافع دیگران می‌دهد. درواقع، پیشوایی همبستگی شدیدی هم با بلندپروازی و هم با ویژگی‌های خودمختاری دارد.

خلق‌وخو (temperament)

همبستگی میان پیشوایی و خلق‌وخو در منابع جانوری و انسانی به خوبی ثابت شده است. تفاوت‌های درون‌گونه‌ای در خلق‌وخو (یا شخصیت) به طور سنتی تغییرات غیرسازشی پیرامون رفتارهای سازشی میانگین در جمعیت در نظر گرفته شده‌اند. اما گفته می‌شود که این نوع تفاوت‌های شخصیتی ممکن است بازتاب تغییرات فنوتیپی یا حتی ژنوتیپی پایدار باشد. در آزمایش جدیدی که در آن یک جفت ماهی آبنوس گشت‌های خوراک‌جویی‌شان را به یک محل غذا با هم هماهنگ می‌کردند، معلوم شد که تفاوت‌های شخصیتی برای دستیابی به هماهنگی حیاتی‌اند. ماهی شجاع پیشوا می‌شود و ماهی ترسو پیرو و این تفاوت‌ها با بازخوردهای اجتماعی تقویت می‌شوند، یعنی پیشوایان شجاع محرک پیروی وفادارانه هستند و پیروان ترسو پیشوایی مؤثر را تسهیل می‌کنند.

بازبینی منابع انسانی نشان می‌دهد که برونگرایی بیشترین همبستگی را با ظهور پیشوایی دارد و این ویژگی – که نشانه شجاعت است – جزء وراثتی قابل توجهی دارد. علاوه بر این، آزمایش‌ها نشان می‌دهند که پرحرف‌ترین عضو یک گروه اغلب به پیشوا آن گروه تبدیل می‌شود – به این پدیده «تأثیر ورور» گفته می‌شود. این همبستگی محکم میان پیشوایی و شخصیت در تاکسون‌های مختلف این احتمال جالب را مطرح می‌کند که علت حفظ تفاوت‌های شخصیتی در جمعیت‌ها آن است که موجب هماهنگی اجتماعی می‌شوند.

سلطه (dominance)

در گونه‌هایی که سلسله‌مراتب سلطه دارند، اغلب افرادی نقش پیشوایی را به عهده می‌گیرند که غالب‌اند. گوریل و گرگ عموماً به عنوان مثال گونه‌هایی ذکر می‌شوند که در آنها پیشوایی با سلطه همبسته است. با وجود این همبستگی‌ها، در بسیاری از موارد افراد غالب به این علت پیشوایی دیگران را به عهده نمی‌گیرند که دیگران را وادار به پیروی می‌کنند. بلکه افراد غالب خودمختارتر عمل می‌کنند (با توجه به جثه درشت‌ترشان یا دسترسی بیشتری که به منابع دارند) و در موقعیت بهتری برای برانگیختن پیروی در دیگران هستند زیرا تأثیری بسیار قوی بر رفتار همگروهی‌های‌شان دارند و اهمیت‌شان در شبکه‌های اجتماعی کاملاً جاافتاده است. در پژوهشی روی بابون‌های وحشی این پیش‌بینی تأیید شد و معلوم شد نرهای آلفا پیوسته گروه را به منابع غذایی خاصی پیشوایی می‌کنند که آنجا بیشتر افراد گروه غذای چندانی گیرشان نمی‌آید اما خود پیشوا آلفا می‌تواند دلی از عزا درآورد زیرا می‌تواند منبع غذایی را به انحصار خود درآورد.

این موقعیتی به وجود می‌آورد که در آن تضاد منافع وجود دارد و می‌توان انتظار داشت که افراد پیروانی ناراضی باشند. اما پیشوایان از طریق اجبار یا تنبیه دیگران را وادار به پیروی نمی‌کنند، بلکه پیروی نزدیک با روابط قوی جوریدن (grooming) همبسته است، یعنی دوستان نزدیک نرهای آلفا با بیشترین اطمینان از او پیروی می‌کنند. همبستگی‌های میان پیشوایی و سلطه نیز در انسان وجود دارد، هرچند سلطه معمولاً در قالب جایگاه اجتماعی سنجیده می‌شود و نه با نتیجه درگیری‌های بدنی. این واقعیت که در بررسی‌های روان‌شناختی مردان در سلطه و اعتماد به نفس نمره بالاتری می‌گیرند تا زنان، ممکن است به تبیین این مسأله کمک کند که چرا هنجار بیشتر جوامع انسانی پیشوایی مردان است.

دانش (knowledge)

و در نهایت آنکه داشتن دانش یا تخصص منحصر به فرد احتمال پیشوا شدن یک فرد و جذب پیروان مشتاق را افزایش می‌دهد. در ماهی درخشان طلایی و غراب، افرادی که اطلاعات خاصی داشته باشند می‌توانند گروه را به طرف منابع جذاب پیشوایی کنند. به نظر می‌رسد گله‌های فیل از حافظه ماده‌های پیر برای پیدا کردن آبگیرهای دور در زمان خشکسالی بهره می‌برند و بازهای بال‌پهن در هنگام مهاجرت پشت سر بزرگ‌ترهای‌شان صف می‌کشند. پژوهش‌های انجام‌شده روی انسان نیز نشان می‌دهند در حوزه‌هایی که نیاز به دانش تخصصی و آموزش قابل‌توجهی دارد، سن با پیشوایی همبسته است، اما نه در حوزه‌هایی که نیاز به خطرپذیری و شجاعت جسمی دارند. علاوه بر این، انسان در برآورد تخصص افراد دیگر حتی در گروه‌های تازه‌تشکیل‌شده فوق‌العاده دقیق عمل می‌کند و افراد دانا اغلب پیشوایی گروه را به عهده می‌گیرند.

پیشوایان چگونه پیشوایی می‌کنند؟

تا اینجا به این مسأله پرداختیم که چه کسی گروه را پیشوایی می‌کند، اما پیشوا چگونه این کار را انجام می‌دهد. از یک سو، پیشوایی می‌تواند کاملاً منفعل باشد و در نتیجه ویژگی‌های نوپدید گروه شکل بگیرد. برای مثال، در جایی که افراد اطلاعات لازم را داشته باشند، نیازی نیست که الزاماً این دانش را فعالانه با همگروهی‌های‌شان تبادل کنند تا پیشوا گروه شوند. بلکه پیشوایی می‌تواند صرفا در نتیجه عملکرد تفاوت اطلاعات در میان اعضاء و هنگامی شکل بگیرد که افراد از قاعده‌های رهیاب (heuristic) ساده و موضعی نظیر اینها استفاده می‌کنند: «از افرادی که خیلی به تو نزدیک شده‌اند فاصله بگیر»، «در همان جهتی حرکت کن که افراد نزدیک به تو حرکت می‌کنند» و «تنها نمان».

گذشته از این در گروه‌هایی که به‌اندازه کافی بزرگ باشند تنها کسر بسیار کوچکی از پیشوایان مطلع برای دستیابی به حداکثر دقت لازم است. این نوع پیشوایی آزادگذاری (laissez-faire) شاید در گروه‌های بزرگ همگن همچون ازدحام حشرات، دسته‌های ماهی، گله‌های پرندگان و جمعیت‌های انسان که در آنها افراد تضاد منافع قابل‌توجهی با هم ندارند فراوان‌تر از همه باشد. اما وقتی تضاد وجود داشته باشد، مدل‌های نظری و آزمایش‌های تجربی با جمعیت‌های انسانی پیش‌بینی می‌کنند که این گروه‌ها تقریباً همیشه به نفع ترجیح اکثریت تصمیم بگیرند. بنابراین اگر در ابتدا تنها چند پیشوا اطلاعات ارزشمند داشته باشند، تنها اضافه شدن یک پیشوا مطلع دیگر می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در عملکرد دسته‌جمعی کل گروه داشته باشد.

از سوی دیگر، در جایی که پیشوایان بالقوه قصدشان را آشکارا به همگروهی‌های‌شان علامت می‌دهند که می‌توانند پیروی از آنها را انتخاب کنند یا نکنند، مکانیسم‌ها می‌توانند شامل پیشوایی فعال نیز باشند. این وضعیت نیز ممکن است در یک مقیاس موضعی به وجود آید، یعنی بین دو فرد همجوار. در مورچه‌های Temnothorax albipennis افرادی که مسیر منتهی به مکان تغذیه را یادگرفته‌اند برای پیشوایی مورچه دیگر از لانه به غذا از روش «دوی دونفره» استفاده می‌کنند که در آن پیام‌های بین جفت مورچه‌ها هم سرعت و هم مسیر دو را کنترل می‌کند (شکل ۱ الف). در کلنی‌های مهاجر زنبور عسل، پیشوایان در فرایندی دوبخشی نقش بازی می‌کنند که شامل تصمیم‌گیری درباره جایی که دارند می‌روند و سپس راهنمایی توده ازدحامی به مکان انتخاب‌شده است.

به بیان دقیق‌تر، افراد پیشوا (پیشاهنگ) با استفاده از رقص‌هایی که موقعیت مکانی لانه جدید را به اطلاع اعضای نزدیک کلنی می‌رساند، پیروانی جمع می‌کنند (شکل ۱ ب). اما از آنجا که افزایش تعداد افراد مطلع احتمالاً هزینه‌هایی دارد (مخصوصا هزینه‌هایی از نظر زمان: در نتیجه جذب پیرو از طریق رقصیدن و یادگیری مهارت‌های جهت‌یابی)، تنها حدود ۵ درصد از زنبورها در تصمیم‌گیری در مورد جایی که می‌خواهند بروند شرکت می‌کنند. سپس افزایش دمای بدن زنبورها و پیام‌های ارتعاشی، توده ازدحامی را تحریک می‌کند به پرواز درآیند و پیشاهنگ‌های پیشوا کلنی را به طرف مکانی که انتخاب کرده‌اند هدایت می‌کنند.

ارسال پیام‌های آشکار و پیشوایی فعال از طریق ارتباط با تمام اعضای گروه، می‌تواند در مقیاس سراسری نیز عمل کند. غراب‌هایی که اطلاعاتی درباره موقعیت منابع غذایی باکیفیت دارند، می‌توانند با یک سری پروازهای نمایشی آکروباتیک دیگران را از خوابگاه به طرف آن هدایت کنند و دلفین‌های مطلع از طریق نمایش‌های دیداری موجب تغییر در رفتار کل گروه می‌شوند (شکل ۱ ج). در نخستی‌های غیرانسان نیز پیشوایان از پیام‌های شنیداری و دیداری فراوانی برای واداشتن گروه به حرکت استفاده می‌کنند. پیام‌های ارتباطی سراسری در انسان نیز به خوبی رشد یافته است و حالات رخساری، ژست‌ها، آیین‌ها و زبان پیچیده به همزمان کردن فعالیت گروهی و انتقال امیال یا خواست‌ها کمک می‌کنند. پیشوایان گروه، همچون روحانیان، سیاستمداران، سربازان یا پیشوایان ارکستر از انواع گوناگون پیام‌ها برای ایجاد هماهنگی در گروه استفاده می‌کنند (شکل ۱ د).

در مورد پیشوایی فعال، پیروان باید برای رسیدن به عملکرد گروهی هماهنگ با پیشوایان موافق باشند. در بعضی گونه‌ها پیروان همواره تصمیم یک فرد خاص را می‌پذیرند (استبداد)؛ در حالی که در گونه‌های دیگر در اصل تقریبا هر فردی می‌تواند پیروی را در دیگران برانگیزد (دموکراسی). در هر صورت برای پرهیز از تضاد، افراد باید با پیشوا بر سر یک روش خاص توافق داشته باشند؛ در مورد پیشوایی دموکراتیک، این توافق می‌تواند از طریق رأی اکثریت به دست آید، یا هنگامی که تعداد پیروان موافق با پیشنهاد یک پیشوا بالقوه به آستانه مشخصی برسد. نحوه توزیع پیشوایی در گونه‌های اجتماعی می‌تواند بر فشارهای انتخابی روی افراد، نقش آنها در فعالیت‌های هماهنگی و همکاری، ساختار گروه‌های اجتماعی و پویایی جمعیت‌ها تأثیر بگذارد. درواقع بحث‌های بسیاری در جریان است که آیا گروه‌های انسانی ماهیتا دموکراتیک و برابری‌خواه هستند یا استبدادی و سلسله‌مراتبی، با توجه به اینکه حالت نخست در میان جوامع شکارچی-گردآور رایج‌تر است و دومی در سرتاسر تاریخ معاصر مشهود.

نقش پیشوایان در همکاری

تکامل همکاری همچنان یک معماست زیرا مفت‌سواران، افرادی که از نتیجه تلاش دیگران بهره می‌گیرند بدون آنکه خودشان سهمی در آن داشته باشند، به آسانی از عملکرد دسته‌جمعی سوءاستفاده می‌کنند. معلوم نیست که همکاری چگونه می‌تواند بدون وجود بعضی مکانیسم‌های تسهیل‌گر تکامل یابد. یک راه‌حل بالقوه برای مشکل مفت‌سواری تنبیه است. اما از آنجا که خود تنبیه عملی پرهزینه است، تهدید باورکردنی به تنبیه هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ تجربی به عنوان روشی مؤثر برای دستیابی به همکاری جا افتاده است زیرا هزینه مفت‌سواری را افزایش می‌دهد. بحث مهمی که باقی مانده این است که چه کسی تنبیه را انجام می‌دهد.

بعضی از دانشمندان دست به دامن تبیین‌هایی با استفاده از انتخاب فرهنگی یا انتخاب گروهی شده‌اند. اما یک احتمال که هنوز در متون مربوط به همکاری مورد توجه قرار نگرفته آن است که بعضی پیشوایان ممکن است حاضر باشند در عوض دستیابی به جایگاه، منابع یا تولیدمثل، هزینه‌های تنبیه کردن را تقبل کنند. درواقع هنگامی می‌توان به سطوح بالای همکاری دست یافت که فقط یک فرد برگزیده به عنوان تنها صاحب‌اختیار تنبیه عمل کند (شکل ۲). این به دو دلیل قابل توجه است. نه تنها یک نفر به تنهایی می‌تواند موجب سطوح بالای همکاری شود، بلکه هنگامی که حق تنبیه به یک پیشوا محدود می‌شود، تمام افراد بهتر عمل می‌کنند زیرا هم‌گروهی‌های کمتری متحمل هزینه‌های انجام تنبیه می‌شوند.

مشاهده گروه‌های نخستی که در آنها افراد غالب اغلب نقشی محوری در سازماندهی عملکرد گروه بازی می‌کنند، این راه‌حل را تأیید می‌کند، اما برخلاف مثال‌هایی که تاکنون بررسی کردیم، از طریق پیشوایی بالا به پایین به این هدف دست می‌یابند. شمپانزه‌های نر آلفا و بابون‌ هامادریاس نر که پیشوایان حرم‌دار هستند نقش بسیار پررنگی در آشتی دادن دیگران و حل اختلاف بازی می‌کنند و به کسانی که نمی‌توانند همکاری کنند هزینه‌های مستقیم تحمیل می‌کنند. در آزمایش‌هایی که روی مکاک‌های دم‌خوکی انجام شده معلوم شده که حرف موقتی نرهای عالی‌رتبه گروه را بی‌ثبات می‌کند. بنابراین پیشوایی راه‌حلی ساده برای مسأله عملکرد دسته‌جمعی است و ممکن است در تکامل همکاری در انسان نقشی محوری بازی کرده باشد اما با این حال در متون مربوط به همکاری عمدتاً نادیده گرفته شده است.

خاستگاه تکاملی پیشوایی

نقش پیشوایی در حل هر دو مسأله هماهنگی و عملکرد دسته‌جمعی با وجود درجات مختلف تضاد، به ما امکان می‌دهد که درباره مقیاس و اهمیت پیشوایی در تکامل انسان بیاندیشیم. پیشوایان انسانی نه تنها موجب عملکرد گروهی می‌شوند بلکه برای تحقق عملکرد گروهی به دیگران انگیزه می‌دهند، برنامه‌ریزی می‌کنند، سازماندهی می‌کنند، جهت می‌دهند، کنترل می‌کنند و تنبیه می‌کنند. ممکن است دموکراتیک پیشوایی کنند یا مستبدانه، خودشان جلو بیفتند یا دیگران را جلو بیندازند، و گروه‌های کوچک را پیشوایی کنند یا گروه‌های بسیار بزرگ را. چگونه می‌توانیم پیچیدگی و ابعاد بی‌سابقه پیشوایی در انسان را توضیح دهیم؟ اگرچه میان پیشوایی در انسان و جانوران دیگر سازگاری تبارشناختی وجود دارد، توسعه مغز انسان و افزایش ناشی از آن در اندازه گروه‌های انسانی محیط انتخابی منحصر به فردی را برای پیشوایی در انسان به وجود آورده است.

مرور منابع مربوط به پیشوایی در انسان و جانوران دیگر نشان می‌دهد که دست‌کم پنج‌گذار بزرگ در تکامل پیشوایی در انسان صورت گرفته است: (۱) پیشوایی در گونه‌های پیش از انسان به عنوان مکانیسمی برای حل مسائل ساده هماهنگی گروهی در مواردی پدید آمد که هر فرد نخستین قدم را برمی‌داشت دیگران از او پیروی می‌کردند؛ (۲) پیشوایی برای رسیدن به عملکرد دسته‌جمعی در موقعیت‌هایی به کار گرفته شد که در آن تضاد منافع قابل‌توجهی همچون حفظ آشتی درون‌گروهی وجود داشت و در آن افراد غالب یا مهم از نظر اجتماعی به عنوان پیشوا ظاهر می‌شدند؛ (۳) سلطه در جوامع برابری‌خواه انسان اولیه تقلیل رفت تا راه برای پیشوایی دموکراتیک و مبتنی بر اعتبار و منزلت برای تسهیل هماهنگی گروهی هموار شود؛ (۴) افزایش اندازه گروه در انسان به انتخاب مکانیسم‌های اجتماعی-شناختی قدرتمندی همچون ذهن‌خوانی و زبان شد و فرصت‌های جدیدی در اختیار پیشوایان گذاشت تا از طریق تحریک و ترغیب پیروانی جمع کنند؛ (۵) افزایش پیچیدگی اجتماعی جوامع انسانی که پس از انقلاب کشاورزی روی داد نیاز به پیشوایان قوی‌تر و رسمی‌تری پدید آورد که روابط پیچیده درون‌گروهی و بین‌گروهی را مدیریت کنند – رئیس قبیله، شاه، رئیس‌جمهور و – که در بهترین حالت خدمات عمومی مهمی ارائه می‌کردند و در بدترین حالت از موقعیت‌شان در قدرت برای سلطه بر پیروان و استثمار آنها سوءاستفاده می‌کردند.

پژوهش درباره پیشوایی چه کاربردی دارد؟

امروزه جوامع انسانی برای آنکه بتوانند کارکرد مؤثری داشته باشند همچنان تکیه زیادی به پیشوایان سیاسی، اقتصادی، نظامی، حرفه‌ای دارند. با این حال نرخ همواره زیاد شکست پیشوایی – ۶۰ تا ۷۵ درصد از شکست‌های تجاری در آمریکا به بی‌کفایتی مدیر نسبت داده می‌شود – نشان می‌دهد که رویکردهای جدید ممکن است به ما کمک کنند درک کنیم که پیشوایی در انسان چه هنگام و چرا موفق می‌شود یا شکست می‌خورد. نخست آنکه از پژوهش درباره اصول بنیادی که پیشوایی و پیروی بر آن استوار است، می‌توان برای شناسایی روش پیشوایی مؤثر استفاده کرد. تکامل پس از میلیون‌ها سال آزمون و خطا این اصول را ایجاد کرده و ما باید به درس‌هایی که خود طبیعت درباره این گرفته که در شرایط مختلف چه چیزی بهتر از همه کار می‌کند، اهمیت بدهیم. برای مثال، نیازی نیست که هماهنگی و همکاری حتماً از بالا تحمیل شود. افراد می‌توانند به خواست خود نقش پیشوایی و پیروی را به عهده بگیرند و خودشان را سازماندهی کنند، به شرط آنکه محیط و انگیزه‌های درست فراهم باشد.

دوم آنکه پژوهش‌های آینده فرصتی فراهم خواهند کرد تا اصول علمی پدیده اجتماعی پیچیده (و حتی در ظاهر اسرارآمیز) پیشوایی و پیروی معلوم شود. برای مهندسی معکوس اجزای تشکیل‌دهنده یک پیشوایی خوب می‌توانیم از مشاهدات تجربی، مدل‌های نظری، علوم اعصاب، روان‌شناسی آزمایشی و ژنتیک استفاده کنیم. سوم اینکه، از بررسی تکوین، مکانیسم‌های مستقیم و کارکردهای سازشی پیشوایی و پیروی می‌توان به توصیه‌هایی عملی برای دسته‌بندی افراد، استخدام، انتخاب و مدیریت رسید و سرانجام اینکه، بررسی تاکسون‌های مختلف جانوران با هم، و یک دیدگاه تکاملی درباره پیشوایی می‌تواند ناهمخوانی‌های بالقوه میان مکانیسم‌های تکامل‌یافته پیشوایی و محیط اجتماعی نسبتاً جدید ما را شناسایی کند.

برای مثال، در انسان مدرن پیشوایی هنوز با سن، جنسیت، قد و وزن همبسته است، هرچند شواهد چندانی وجود ندارد که این ویژگی‌ها در دنیای امروز هنوز مهم باشند – شاید بقایایی از گذشته تکاملی ما باشند. ذره‌بین تکامل نشان می‌دهد سازش‌های ما برای پیشوایی کجا با چالش‌های معاصر جفت‌وجور خواهند شد و کجا به بیراهه خواهند رفت و به این ترتیب اهداف عملی برای پیشوایی کارآمد در دنیای امروز ارائه می‌کند