هیچ اندام زائدی وجود ندارد.

ادعا: در عمل مشاهده شده که برای همه اندام‌های زاید کارکردهای مشخصی وجود دارد و به هیچ وجه زاید نیستند.

جواب:
اندام زاید به معنی اندامی که هیچ کارکردی ندارد نیست.

یک اندام زاید یک اثر  و نشان قابل مشاهده از چیزی است که مفقود و ناپدید شده است.

مثال‌هایی از این نوع در زیست شناسی،استخوان‌های ساق پا در مارها، چشم در ماهی های کور ساکن غارها، استخوان پنجه اضافی در اسب‌ها، بالهای تحلیل رفته در پرندگان و حشرات فاقد قابلیت پرواز، دندان آسیاب در خفاشهای خون آشام. چه این اندامها کارکرد داشته باشند یا اندامهای بلااستفاده باشند.به وضوح کارکردی که ما از چنین اندامهایی با مشاهده این کارکردها در سایر حیوانات انتظار داریم را ندارند.

اندامهای زاید شاهدی بر تکامل هستندزیرا ما انتظار داریم که تغییرات تکاملی در مدت تطبیق یک موجود با شرایط زیستی نا کامل (به دلیل ماهیت تدریجی آن در مقیاس زمانی-مترجم)باشد.

خلقت گرایی نمی تواند اندامهای زاید را توضیح دهد. اگر خالق اصول پایه ای طراحی را برای داشتن یک کارکرد در جانداران به کار گیرد(خلقت گرایان دلیل تشابه در ساختارهای و اجزا ژنتیکی را ناشی از تصمیم خالق به ایجاد ساختارهای یکسان برای کارکردهای یکسان می دانند که با اندامهای زاید کاملا در تناقض است)، آنها شاهدی برعلیه خلقت گرایی است.

در مواردی می توان با مقایسه ارگانیمسهای واجد و فاقد یک اندام زاید ،پی به بلا استفاده بودن آنها برد(مثلا مقایسه افراد فاقد دندان عقل-مترجم)