مم به‌روایت مقصود فراستخواه(کتاب ما ایرانیان). بخش ۲

توضیح: در این مطلب، خلقیات ما ایرانیان به‌صورت مِمِتیک مثال زده شده‌اند که می‌تواند مدلی باشد برای دیگر خصوصیاتِ ایرانیِ ما.

مم‌ها چگونه کپی و تکثیر می‌شوند؟

کتاب ما ایرانیان، نوشته مقصود فراستخواه

کتاب ما ایرانیان، نوشته مقصود فراستخواه، درباره چیستی و چرایی خلقیات و رفتار ما ایرانیان

مم‌ها یا همان کدهای اطلاعاتی درواقع، الگوهای نگرشی و رفتاری ما را نشان می‌دهند و حاوی هنجارها و قواعد هستند. اگر این قاعده رواج یافته است که برای حل معشیت زندگی باید دروغ گفت، این هنجارِ درونی‌شده از طریق نوعی مم تکوین و یا تغییر پیدا می‌کند.

کپی اطلاعات به صورت‌های مختلف انجام می‌شود، مانند تجربه، فرض پایه، ادبیات، دانش ضمنی، یادگیری جدید و…

تجربه یکی از صورت‌های کپی کردن اطلاعات است. فرض کنید تجربهٔ زیستن در یک سرزمین به این نتیجه برسد که شرایط ناپایدار است. تجربهٔ ناپایداری خود درواقع نوعی اطلاعات است و کد اطلاعاتی خاصی از آن ناشی می‌شود.

وقتی فرهنگی حاوی کد اطلاعاتی ناپایداری است، درواقع، حاوی یک مم است که می‌گوید شرایط زندگی ناپایدار است، پس باید طوری از فرصت استفاده کرد. در این حالت نوعی فرصت‌طلبی منفی و خودمداری تلقین می‌شود.

می‌گوید، گلیم خود را از آب بیرون بکش، چون شرایط ناپایدار است؛ جهان بر آب نهاده است و زندگی در باد. این‌که شرایط اجتماعی و سیاسی ناپایدار است و به فردا اطمینانی وجود ندارد، درواقع یک کد اطلاعاتی است که کپی آن از طریق تجربه صورت می‌گیرد. مردم این کد اطلاعاتی را از طریق تجربه کپی و تکرار می‌کنند و انتقال می‌دهند؛ مادرها و پدرها به‌فرزندان خود، معلم‌ها به دانش‌آموزان، نخبه‌ها به مردم و مردم به‌یکدیگر.

روند ممگزاره‌ها و فرض‌های پایه‌ای که در ما شکل می‌گیرد، دومین نوع کپی شدن مم‌هاست.

مثلا تکثیر گذارهٔ «دیگری غیرقابل اعتماد است» نوعی کپی شدن است که به‌صورت یک فرض پایه شکل می‌گیرد و در ما رسوخ می‌کند. این فرض از سازگاری فرهنگ با محیط، حوادث و شرایط برمی‌خیزد و به یک اطلاعاتی تبدیل می‌شود. سپس ضبط، ذخیره، کپی و تکرار می‌شود، انتقال می‌یابد و تکثیر می‌شود.

براین اساس که دیگری غیرقابل اعتماد است، پس باید فردی کار کرد و نه جمعی، باید پنهان‌کاری در پیش گرفت و چنین و چنان کرد. به‌این‌ترتیب، اخلاق اجتماعی خاصی شکل می‌گیرد.

روند ممتیک ایرانیان

ادبیات، نوع سوم از صور تکثیر مم‌ها و ضرب‌المثل‌ها نمونه‌ای از آن است.

این مثل که «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو» یک رمز و نوعی اطلاعات است که در ریزواحدهای فرهنگ ما- که در این نظریه با عنوان مم مفهوم‌سازی شده- وجود دارد.

از طریق ادبیات، نوعی رمزگردانی صورت می‌پذیرد. رمزها به‌صورت کدهای اطلاعاتی برای ما فضای هنجاری به‌وجود می‌آورند و حسب اقتضا به پشت گرمی آن‌ها و یا حتا تحت فشار هنجاری آن‌ها رفتار می‌کنیم. همین رمز «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو» به‌نوعی ضعف هویت فردی و استحالهٔ آن در یک هویت یکسان‌ساز جمعی و یک توده را در جامعه بازنمایی و توجیه می‌کند و مانع آزادی، خلاقیت، نقد، تنواع، تحول و نوآوری می‌شود.

مم ایرانیانباشتِ دانشِ ضمنی نوع چهارم کپی شدن است، برای مثال نوعی دانش پنهان در یک فرهنگ به‌وجود می‌آید که دیگران تملق را دوست دارند.

این دانش تکثیر و انباشت می‌شود. در این صورت ما حامل نوعی دانش ضمنی می‌شویم که دیگران از تملق خوش‌شان می‌آید. اگر دانش ضمنی داشتیم که دیگران از تملق بدشان می‌آید، تملق نمی‌کردیم. ولی یک دانش ضمنی پنهانی داریم که وقتی تملق می‌کنیم، بسیاری خوش‌شان می‌آید و فقط بعضی‌ها بدشان می‌آید. در نتیجه، تملق می‌کنیم.

امروزه دانش ضمنی در رفتار ما نفوذ دارد. کشاورزی که بیل می‌زند، یک دانش ضمنی دارد. رشته کشاورزی نخوانده، ولی واجد یک دانش ضمنی است. یک دانش پنهان دارد که می‌‌داند چگونه آبیاری کند، چگونه بیل بزند و چگونه از کارش نتیجه بگیرد. همین‌طور اگر دانش ضمنی داشته باشیم که دیگران از تملق خوش‌شان می‌آید، تملق به‌منزلهٔ یک قالب رفتاری کپی، تکرار، و تکثیر می‌شود و به‌هنجار تبدیل می‌شود.

iranian-meme-p02-i04پس مم‌ها حاوی فرض‌های پایه و دانش ضمنی موجود در هر فرهنگ هستند. در هر فرهنگ نوعی دانش ضمنی و پنهان در ریزواحدهای فرهنگ، ذهن و نگاه مردم انباشته می‌شود.

برای نمونه در هر فرهنگ عامهٔ ما این مصرع خیلی به‌کار می‌رود که «دوستی با هر که کردم، خصم مادرزاد شد». این سخن کوتاه نوعی ادراک را متبلور می‌کند. این ادراک رسوبی از آن دانش ضمنی و شیوه‌های درونی‌شده‌ٔ اندیشه و فرض‌های پایه و منعکس‌کنندهٔ اطلاعات و رمزهای ممتیک در فرهنگ است که کپی می‌شود و خود را تکرار می‌کند.

سرانجام یادگیری‌های جدید از مهم‌ترین صور کپی کردن مم‌هاست.

یادگیری نوعی ماهیت ممتیک دارد. یادگیری تنها به‌صورت فردی نیست، بلکه می‌تواند گروهی، و اجتماعی هم باشد. تفاوت یادگیری اجتماعی با فردی این است که در یادگیری اجتماعی، عنصر شراکت وجود دارد. درواقع از طریق تعاملات، مبادلات، همانندسازی، کنش ارتباطی، ادغام افق‌ها و مانند آن به‌تدریج دانش و آگاهی شراکتی(Shared knowledge) و تسهیم‌شدهٔ تازه‌ای در جامعه انباشت می‌شود و به شعور جمعی و خودآگاهی تبدیل می‌شود.

نمونه‌ای از یادگیری جمعی جدید این است که زن‌ها یاد گرفته‌اند در جامعه مشارکت کنند. دیگر لازم نیست سنگ در دهان خود بگذارند و بپرسند چه کسی پشت در است. این یادگیری هم ماهیت ممتیک دارد. زن یاد می‌گیرد جنس مؤنث هم موجودی مستقل مانند جنس مذکر است و تمام حقوق بشریت را داراست. توجه به حقوق زنان و رفتارهای ناشی از آن که ارزش‌ها و هنجارهای متفاوتی با فرهنگ مذکر دارد، نوعی یادگیری جدید است و ماهیت ممتیک دارد. هم‌چنین این‌که مردم خود را رعیت ندانند و شهروند بدانند، ماهیت ممتیک دارد. به‌عبارت دیگر، از طریق یادگیری‌های اجتماعی نگرش‌ها، ارزش‌ها و هنجارها درونی می‌شوند.

iranian-meme-p02-i05این نشان می‌دهد که نظریهٔ مم، به‌رغم هر انتقاد نظری که از آن می‌توان کرد، حداقل نظریه‌ای ساخت‌گرا نیست، بلکه می‌توان از طریق آن تغییر و پویش در فرهنگ را توضیح داد، زیرا یادگیری‌های جدید را از جملهٔ صورت‌های تکثیر مم‌ها تلقی می‌کند و این می‌تواند منشأ تحول، دگرگونی و پویایی شود.

نکته مهم این است که در هر کپی، ترکیب متفاوت و متمایزی از اطلاعات تولید می‌شود، یعنی حتا وقتی اطلاعات را بر اثر تعاملات محیطی از دیگران می‌گیریم، آن را طور دیگری کپی می‌کنیم. درنتیجه، آن داده‌ها با وجود شباهت‌های خانوادگی در میان اطلاعات، به‌صورت متفاوتی نسخه‌برداری و کپی می‌شود و این به تنوع و تحول می‌انجامد.

قسمت۱: مم‌ها چیستند؟

قسمت۲: مم‌ها چگونه کپی و تکثیر می‌شوند؟

قسمت۳: حاملان و ناقلان مم.

قسمت۴: راه‌های انتقال مم.

قسمت۵: فرآیندهای ممتیک.

قسمت۶: عنصر کنش و دگرگونی.

برای مطالعهٔ بیشتر، و اگر به فرهنگ و رفتارشناسی ایرانیان علاقه دارید، کتاب را تهیه فرمایید.

خرید اینترنتی
متن بازبینی شده است/

از ما حمایت کنید!

تمام کتاب‌ها و فیلم‌های مستند در سایت به صورت رایگان ارائه می‌شوند.

اگر می‌توانید از ما حمایت کنید تا بتوانیم هزینه‌های نگهداری سایت را تامین کنیم

می‌خواهم کمک کنم

برو به صفحه اول سایت