آشنایی با مفاهیم فرگشتی: انطباق

سازگاری

یک حشره که برای بقا، با محیط زندگی خود سازگاری پیدا کرده است: استتار یکی از روش‌های انطباق است.

انطباق

هر موجود زنده‌ای در تلاش است تازنده مانده و بقا داشته باشد. در طول میلیون‌ها سال زندگی بر روی این کره خاکی، هرگونه و در هرگونه، هر فرد، برای اینکه حداکثر بقا را داشته باشد نیاز به داشتن ویژگی‌های خاصی داشته است، چراکه شرایط زیستی و محیطی هرگونه از موجودات زنده، پر از خطرات و مشکلات خاص خود بوده است.

بطور مثال، پرندگان برای اینکه بقا داشته باشند، نیاز به داشتن مهارت‌های مطلوب پرواز به‌منظور فراهم کردن غذای لازم برای خود و در امان ماندن از دست سایر حیواناتی که آن‌ها را شکار می‌کرده‌اند داشته‌اند (و دارند). در بین حیوانات شکارچی نیز، آن دسته‌ای که قابلیت‌های شکار کردن را به نحو مؤثرتری از خود بروز داده‌اند، شانس بقای بیشتری داشته‌اند.

در فرگشت، به توانایی موجود زنده برای سازگار کردن خود با شرایط پیرامونی که قابلیت بقاء او را افزایش می‌دهند، انطباق یا سازگاری می‌گویند. از بین گونه‌های موجود زنده، هرگونه ای که انطباق بهتر و بیشتری با شرایط زیست-محیطی خود داشته، شانس بالاتری برای اینکه در سلسله‌مراتب گونه‌های موجود زنده باقی بماند، داشته است.

این مسئله درباره هرگونه ای از موجودات زنده و هر فردی در هرگونه صدق می‌کند. به این معنی که در هرگونه نیز، آن‌هایی که از همتایان خود توانایی انطباق بالاتری داشته‌اند، نسبت به بقیه افراد، بیشتر احتمال داشته که زنده بمانند.شرایط زندگی و زیست-محیطی هرگونه متفاوت بوده و درنتیجه انطباق‌های متفاوتی را برای آن گونه ایجاب کرده است.

بطور مثال، در طول فرگشت، آن گونه‌هایی که توانایی‌های مقابله با شکارچیان درنده مانند گربه‌سانان را نداشته‌اند، به نحوی انطباق پیداکرده‌اند که بتوانند در صورت لزوم از دست شکارچیان خود فرار کنند. توانایی و چالاکی برای دویدن یا توانایی پنهان شدن و همچنین لانه‌سازی به شکلی که از دست این شکارچیان نجات پیدا کنند، از آن جمله‌اند.

از طرف دیگر، آن گونه‌هایی که با چنین دشواری‌هایی روبرو نبوده مانند خود گربه‌سانان، برای حداکثر بقا، نیاز به توانایی‌ها و قابلیت‌های مناسب برای شکار کردن داشته‌اند.راجع به این گروه، دندان‌های برنده و سریع دویدن را می‌توان به‌عنوان‌مثال، ذکر کرد.

این مسئله، بطور مدام تکرار شده است. در گروه اول، یعنی گونه‌های در معرض خطرِ شکارچیان گربه سان، آنانی که توانایی‌های نامبرده در مورد این طبقه را به میزان بیشتری داشته‌اند، نتیجتاً شانس زنده ماندن از دست شکارچیان را به میزان بیشتر و بقای بالاتر و تولیدمثل بیشتری داشته‌اند. از طرف دیگر، در بین گروه دوم یعنی گروه شکارچیان، آن‌هایی که توانایی‌های خود برای شکار کردن را افزایش می‌دادند، شانس بالاتری برای اینکه بتوانند از گروه اول، غذای خود را تأمین کنند داشته و نتیجتاً موفق به بقا و تولیدمثل بیشتر شده‌اند. به این فرایند همزمانِ فرگشت یافتن دو گونه مربوط به هم فرگشت هم‌زمان می‌گویند.

مثال‌های دیگری از فرگشت همزمان عبارت‌اند از فرگشت عوامل بیماری‌زا مانند ویروس‌ها و بدن گونه‌های موردحمله به‌وسیله این ویروس‌ها و فرگشت همزمان استراتژی‌های جنسی در زنان و مردان برای به حداکثر رسانی موفقیت تولیدمثلی خود.

مفهوم انطباق در دو معنا به کار می‌رود. یکی به معنای انطباق کلی ارگانیسم با شرایط محیطی خود و دیگری به معنای راه‌حل‌ها و مکانیسم‌های اختصاصی که ارگانیسم برای حل مسائل معین در پیش می‌گیرید. مورد اول در بالا بحث شد، مورد دوم که از آن با عنوان انطباق‌های فرگشتی یا مکانیسم‌های انطباقی فرگشتی یاد می‌رود، در ذیل موردبحث قرار می‌گیرید.

انطباق‌های فرگشتی

موجود زنده برای اینکه توانایی بالقوه بقا و تولیدمثل خود را به حداکثر برساند، با یک سری موانع و مشکلات، مواجه است.

همان‌طور که گفتیم، شکل‌گیری مکانیسم‌هایی فرگشتی که به‌منظور حل بهینه این موانع و مشکلات به وجود آمده‌اند را انطباق میگوییم. انطباق‌ها یا سازگاری‌ها، همان‌طور که از نامشان پیداست، راه‌حل‌هایی هستند که برای سازگار بیشتر و بهینه با شرایط محیط چالش آور برای تناسب فرد، طراحی‌شده‌اند.

انطباق‌ها می‌توانند جسمی یا روان‌شناختی باشند. بطور نمونه، بدن ما انطباق لرزیدن در هوای سرد به‌منظور گرم شدن بدن یا عرق کردن در هوای گرم به‌منظور تهویه نسبی بدن از دمای زیاد را در طول فرگشت، کسب کرده است. به خاطر همین خاصیت سازگاری افزار این مکانیسم‌ها، به آن‌ها انطباق یا سازگاری می‌گویند.

توجه کنید که واژه انطباق یا سازگاری، در بعضی موارد به وجود انطباق یابی یا سازگاری کلی ارگانیسم اطلاق شده و معنای خاص انطباق‌ها یعنی مکانیسم‌های خاص را نمی‌دهد. تمایز قائل شدن بین آنچه واقعاً انطباق است با پیامدهای جانبی یک انطباق، مسئله مهمی است. بدن انسان و سایر پستانداران مهره‌دار، به نحوی انطباق پیداکرده که استخوان‌های آن‌ها از کلسیم ساخته شود.

وجود کلسیم فراوان در استخوان‌ها که نوعی انطباق جسمی است به استحکام آن کمک می‌کند، همچنین منجر به رنگ سفید آن می‌رود. رنگ سفید استخوآن‌یک انطباق نیست، زیرا رنگ سفید، هیچ مزیت فرگشتی اضافی برای استخوان‌بندی بدن ما به وجود نمی‌آورد. استخوان‌های ما به‌این‌علت سفید است که بطور ساده، کلسیم منجر به چنین رنگی می‌رود. رنگ سفید، محصول جانبی وجود کلسیم در استخوان به شمار می‌رود. یک شاخص کلی برای تفکیک قائل شدن بین انطباق واقعی فرگشتی و مواردی که فرآورده‌ها یا محصولات جانبی انطباق‌های اصلی هستند، خاصیت تطابق زایی یا سازگاری افزایی انطباق‌های اصلی است.

انطباق‌ها در این مسئله که همه آن‌ها منجر به افزایش انطباق و سازگاری فرد با محیط خود به‌منظور افزایش تناسب می‌شدند، اشتراک دارند. انطباق‌های روان‌شناختی و رفتاری نیز، منجر به‌تناسب بیشتر و سازگاری بالاتر برای فرد می‌شوند. طیف این انطباق‌های روان‌شناختی بسیار وسیع بوده و بسیاری از جنبه‌های روان‌شناختی انسان را در برمی‌گیرید. ذهن انسان، به‌منزله مجموعه وسیعی از انطباق‌های پیچیده فرگشتی است که کارکرد آن‌ها حل مشکلات انطباقی معین است.

محیط فرگشتی انطباق‌ها

اصطلاح محیط تکاملی انطباق‌ها، به محیط، شرایط بوم‌شناختی، فیزیکی، موقعیتی و زمان‌هایی گفته می‌رود که در آن‌ها، انطباق‌های فرگشتی یک‌گونه، شکل‌گرفته‌اند. درک شرایط زیست-محیطی، تعاملات بین اعضای گروه‌ها در آن شرایط و سایر خصیصه‌های این محیط، برای درک ماهیت این انطباق‌ها، چگونگی شکل‌گیری آن‌ها و همچنین چگونگی تأثیر آن‌ها بر تناسب فرد، ضروری هستند.

در مورد گونه‌های اجتماعی مانند انسان، این محیط فقط شامل شرایط زیست-محیطی خاص نشده و شرایط ارتباطی، انسانی و اجتماعی خاص خود را هم در برمی‌گیرید. در مورد دوره زمانی و مدت دقیق محیط تکاملی انطباق‌ها، اتفاق‌نظر قطعی وجود ندارد. هر انطباقی در زمان‌ها و دوره‌های خاصی شکل‌گرفته و سپس ممکن است، ادامه یافته یا به‌وسیله انطباق‌های دیگر جانشین شده باشد.

بسته به اینکه در مورد چه انطباقی صحبت می‌کنیم، زمان شکل‌گیری و رواج آن انطباق در یک‌گونه، می‌تواند متفاوت باشد.

بطور مثال، یک انطباق بدنی مانند عرق کردن بدن در زمان گرما که به‌منظور تعدیل دمای بدن انجام می‌رود، می‌بایست بسیار زودتر از انطباق‌های رفتاری پیچیده مانند انطباقی به نام همکاری یا تشریک‌مساعی، شکل‌گرفته باشد. اولین انطباق در شرایط مواجه با گرما که عاملی فیزیکی بوده و گونه انسانی بسیار زود با آن مواجه شده، شکل‌گرفته و دومی درزمانی که گونه انسان، آن‌قدر تکامل‌یافته بوده که تشکیل گروه داده و در معرض روابط درون‌گروهی پیچیده قرارگرفته است.

بیشتر از اینکه زمان و دوره یک انطباق مهم باشد، چگونگی شرایط محیطی که در آن‌یک انطباق شکل می‌گیرید، اهمیت دارد. بطور مثال، تاریخچه پیدایش بشر و تکامل او را هر مدت‌زمان که بدانیم، برای اکثریت دوره خود همراه با گرسنگی، قحطی، محرومیت، پیکار با طبیعت، مواجه با انواع عوامل بیماری‌زا، مورد هجوم دیگر عوامل محیطی و حیوانات وحشی بودن و نزاع‌های درون و بین گروهی، بوده است. هنوز هم تعداد زیادی از این عوامل، بخش قابل‌ملاحظه ای از جمعیت را درگیر می‌کنند.

توجه، درک عمیق و مناسب و تصور صحیح از این شرایط، می‌تواند کمک کند تا به فهم بهتری از چرایی و چگونگی شکل‌گیری این انطباق‌ها برسیم. بطور نمونه، اینکه چرا هنوز هم دوست داریم تا خرخره بخوریم، تعصبات درون قومی داشته باشیم یا نسبت به بسیاری از چیزها ترس و نگرانی داریم را می‌توانیم به‌وسیله درک شرایط محیط تکاملی انطباق‌ها، بهتر بفهمیم.

توضیح: به‌جای کلمه تکامل که در متن اصلی به‌کار رفته بود، از کلمه فرگشت استفاده شده است.