منشا فرهنگ، قسمت چهارم

آیا انسان اولیه از زبان بهره‏مند بوده است؟

این حرکات تقلیدی(نمایشی) به یک شکل خاصی از نمایش تبدیل می‏‌شوند و امکان‏ به وجود آمدن صورت‏‌بندی‏‌های ساده را فراهم می‏‌نمایند: «برو یک سیب بیار» و یا مفاهیمی‏ چون «بزرگ است!» حرکات و حالات سؤال‏‌برانگیز «دختر کوچولو کجاست؟»، توصیف یک‏ موقعیت یا وضعیت«یک مار روی درخت قرار دارد» ولی این شکل از نمایش در عین حال بسیار محدود است و شرایط صورت‏‌بندی مفاهیم‏ انتزاعی را غیرممکن می‏‌سازد (می‏‌توان یک سگ را توصیف کرد ولی نه یک«حیوان»و حتی‏ یک«جاندار»را) و ایده‏‌ها و نظرات پیچیده («عمر گل‏‌ها کمتر از عمر ماست») («من عمویم را دیدم و به من گفت که به ما احتیاج دارد») و به‌خصوص اصلا نمی‏‌شود قصه‏‌های دقیق و ظریف‏ مثل اسطوره‏‌ها و افسانه‏‌ها را بیان کرد.

مرلین دونالد

مرلین دونالد

به نظر مرلین دونالد، این فرهنگ «شکلکی»که بر محور اعمال قابل انجام دور می‏‌زند، این‏ امکان را به وجود می‏‌آورد که بتوان اشیایی که نیستند، یا وضعیت آینده(صحنه‏‌های شکار)را تداعی کند بدون این که به مرحله نمادسازی یشرفته برسد.

رساله دونالد اغواکننده است؛ اما از هیچ‏‌یک از داده‏‌های باستان‌شناختی مستند بهره نبرده‏ است. به نظر او، رقص و بعضی از اعمال آیینی، بازمانده‏‌های معاصر این فرهنگ می‏‌باشند. اما نظریه او این قابلیت و شایستگی را دارد که از طریق آن به درک یک شکل از فرهنگ بسیار ابتدایی نایل شویم.

این نظریه خصوصا به طرح سؤال درباره یک موضوع حیاتی دامن می‏‌زند: توانایی‏‌های‏ واقعی زبانی انسان‏‌های اولیه چقدر بوده است؟

آیا انسان اولیه دارای زبان بوده است؟ درباره این موضوع، نشانه‏‌های آناتومیک ضد ونقیض‏ هستند.

فیلیپ توبیاس، یکی از کاشفان انسان ماهر از طریق قالب‏گیری(مولاژ) جمجمه به این نتیجه‏ رسیده است که ابتدا شکل‏‌گیری بخش مرتبط با زبان به وجود آمده است. بنابراین، به نظر او زمان‏ پیدایش زبان به حدود ۲ میلیون سال پیش می‏رسد.

اما آثار و نشانه‏‌های دیگر، مانند نبود یک ترکتوس حلقی منطبق(شکل حنجره)، این فکر را به وجود آورد که امکان استفاده از آواهای لازم دو مخرجی برای صحبت بین اجداد انسان‏ اندیشمند غیرممکن بوده است.

در نتیجه، ایان تاتر، سالِ زمان پیدایش زبان را بسیار دیرتر تعیین کرده است، او معتقد است که‏ زبان با انسان اندیشمند، یعنی حدود ۵۰ هزار سال پیش،به وجود آمد.

بین ۲ میلیون تا ۵۰ هزار سال تخمین‏‌های موجود درباره پیدایش زبان زمان بسیار زیادی‏ است. برای این که بتوان این شکاف بزرگ را بین نظریه‏‌های متناقض پرکرد، برخی از صاحب‏‌نظران به یک پدیده واسط‌ه‏ای فکر می‏‌کنند و از آن حمایت می‏‌کنند.

زبان‏شناس معروف دارک بیکرتون از جمله آن‏‌هاست. او در کتاب‏‌اش تحت عنوان زبان و انواع‏ بر این اعتقاد است که امکان یک پیش زبان(زبان ابتدایی) گفتاری که بسیار نزدیک به زبان‏ بچه‏‌های کمتر از ۵ است، قبل از انسان‏‌های راست قامت وجود داشته است؛ تقریبا همان چیزی‏ که به شامپانزه‏‌ها آموزش داده شد.

دریک بیکرتون

دارک بیکیتون

این پیش زبان بسیار ساده است. در آن به واژه‏‌ها و یا جمله‏‌هایی برمی‏‌خوریم که به صورت‏ ملکول‏‌های کوچک با معنای شکل داده شده از طریق به هم پیوستن دو واژه به وجود آمده است.(«دوباره نوشیدن»یا«نخوابیدن»)

به نظر بیکرتون، تنها با پیدایش نمادهای انتزاعی و نحو است که می‏‌توان به ساختن‏ توالی‏‌های کامل که منجر به پیدایش فرهنگ نمادین می‏‌گردد دست یافت.

بنابراین دیدگاه، کلید شکل‏‌گیری تدریجی زبان روح و روان است که جهش فرهنگ انسان‏ اندیشمند را توجیه و توصیف خواهد کرد.

ترانس‏و دیسون، پژوهشگر دانشگاه بوستون، به یک رابطه تحولی همزمان بین مغز، زبان و اندیشه نمادین باور دارد. او در کتاب شمایل نمادین از نظریه تحول هم‌زمان مغز و زبان که منجر به پیدایش اندیشه نمادین می‏‌شود دفاع می‏‌کند.

به‏‌طور خلاصه، اولین انسان‏‌ها(راست قامت، ارگاستر و غیره) نسبت به استرال اپیتک‏‌ها از یک فرهنگ بسیار پیشرفته‏‌تر بهره‏‌مند بوده‏‌اند. این فرهنگ به آن‏‌ها این امکان را داد تا ساختن‏ ابزارها را توسعه داده و آتش را تحت کنترل خود درآورند و تولید کنند. این یک مرحله تعیین‏‌کننده در تحول فرهنگی بشر به شمار می‏‌رود. با کنار هم گذاشتن نظر دونالد، بیکرتون و دیسون، می‏‌توان محدوده این پیش فرهنگ(فرهنگ ابتدایی) را ترسیم کرد.

انسان‏‌ها در یک دنیای بدون واسطه زندگی نمی‏‌کنند. کنش‏‌ها و واکنش‏‌های مستقیم بین افراد یا بین انسان و طبیعت وجود دارد. از طرف دیگر، امکان این که بتوان فعالیت‏‌های انسانی را برای‏ میان‏ مدت برنامه‏‌ریزی کرد نیز وجود دارد، مثلا طرح‏‌ریزی یک برنامه برای شکار بهتر، سازمان‏دهی فعالیت‏‌ها در یک گروه و…

از طرف دیگر، می‏‌توان وجود ارتباط بهتری که از ارتباط ساده ناشی از ابراز هیجانات فراتر می‏‌رود، را نیز تصور کرد. امکان انتقال اطلاعات (مثلا برای بیان این که در فلان محل مواد غذایی‏ وجود دارد)و سازماندهی یک زندگی اجتماعی براساس نظم، ممنوع کردن، متعهد شدن، شاید هم تبادل بین گروه‏‌ها را نیز نمی‏‌توان از نظر دور داشت.

باوجواین، در دوره پارینه سنگی قدیم هنوز هیچ نشانه‏‌ای از وجود هنر، آیین‏‌ها، باورهای‏ مذهبی و یا تنوع تکنولوژی نمی‏‌توان یافت.

برای دیدن این پدیده‏‌ها بایستی تا ظهور انسان اندیشمند منتظر بمانیم و تنها در این هنگام‏ است که به دورهء دیگری وارد می‏‌شویم.

شرایط پیدایش انسان اندیشمند در حدود صدوپنجاه هزار سال پیش از موضوعات بسیار بحث‏‌انگیز است. سه نقطه‏‌نظر در این خصوص وجود دارد:

اولین آن به «چند تعریفی»معروف است، و با توجه به تحول موازی انسان‏‌های راست قامت‏ آفریقا، آسیا و اروپا به طرف انسان اندیشمند تدوین شده است.

دومین نظر که به«حوای آفریقایی»معروف است (انسان اندیشمند در افریقا متولد شده و از آن‏جا به سایر نقاط جهان عزیمت کرده است).

و بالأخره سومین نظر که مخلوطی است از دو نظریه قبلی که به«نظریه شبکه‏‌ها»معروف‏ شده است.

ادامه دارد…