ساعت ساز کور

…به راحتی می‌توان دید که در بازی بقای شایسته‌ترین(بقای اصلح) در نزاع بر سر زنده ماندن(تنازع  بقا) بعضی می‌برند و بعضی می‌بازند. این‌که چه کسی می‌برد و چه کسی می‌بازد را محیط تعیین می‌کند که به تنهایی تصمیم می‌گیرد چه کسی شایسته‌تر است. اما اغلب شانس تعیین می‌کند که در هر زمان کدام بازیکنان در بازی حضور دارند. اگر در زمانی که باید، حاضر نباشید برنده نخواهید شد، حتی اگر شایسته‌تر باشید.

نظریه انتخاب طبیعی داروین و بید فلفلی

کدام بید فلفلی شانس بقای بیشتری در چه محیطی دارد؟(اصل مقاله)

پیش از آن‌که آلودگی رنگ پوست درختان و در نتیجه سرنوشت این دو شکل بید (فلفلی و تیره) [به این مقاله رجوع شود] را تغییر دهد، شکل رنگدانه این بید یعنی carbonaria‌، هرچند در فراوانی بسیار اندک اما به هرحال در جمعیت حضور داشت. شکل رنگدانه این بید را انتخاب طبیعی پدید نیاورد. این بید باید تصادفا ظاهر شده باشد و اگر چه در محیط غیرآلوده در وضعیتی نامطلوب به‌سر می‌برد، انتخاب طبیعی نتوانسته بود همه آن‌ها را به‌طور کامل از میان ببرد. شاید هم از زمان پیدایش آن به‌قدر کافی نگذشته بود تا انتخاب طبیعی بتواند کارش را تمام کند.

پس شکل carbonaria‌ از کجا آمده است؟ می‌دانیم که carbonaria‌ شکل جهش یافته typica است که با آن تنها در یک ژن تفاوت دارد. هم به خاطر مواد شیمیایی سمی در محیط سلولی و هم به علت خطاهای ناگزیر در فرآیند دو تا شدن، تغییراتی در مولکول DNA   -گنجینه اطلاعات وراثتی- رخنه می‌کند. دستگاه سلولی مکانیسم دقیقی برای ویرایش DNA تازه ساخته شده و تصحیح خطاهای آن دارد. اما با وجود این بعضی خطاها باقی می‌ماند. این خطاهای باقی‌مانده جهش نامیده می‌شوند و جهش ماده خام انتخاب طبیعی است. بنابراین تفاوت carbonaria‌ با typica تنها در داشتن یک خطا است.

نتیجه آن‌که انتخاب طبیعی هیچ قصد، طرح یا هدفی ندارد بلکه صرفا روی خطاهایی عمل می‌کند که برای فرار از حذف به‌قدر کافی خوش‌شانس باشند. تنها کاری که انتخاب طبیعی انجام می‌دهد حذف بعضی از این خطاها و حفظ بقیه است. این امکان نیز وجود دارد که انتخاب طبیعی با تغییر جهت محیط به سوی مخالف، کورکورانه تغییر جهت دهد و به تدریج اشکال تاکنون «ناشایست» را برگزیده و تاکنون «شایسته»ها را از میان ببرد.

چگونه چنین فرآیند وصله‌پینه‌کار کوری می‌تواند موجودات زنده‌ای با بی‌عیب و نقص‌ترین طراحی‌ها را پدید آورد؟ این برای بیشتر ما خارج از حد تصور است. برای بعضی‌ها همین برای کنار گذاشتن کل نظریه انتخاب طبیعی کافی است.

ساعت ساز نابینا

برخلاف ویلیام پیلی، الاهی‌دان قرن هیجدهم که استدلال کرد درست همان‌طور که یک ساعت بسیار پیچیده‌تر و طراحی آن هدفمندتر از آن است که تصادفی به‌وجود آمده باشد، موجودات زنده هم که به مراتب بسیار پیچیده‌تر از ساعت هستند، امکان ندارد تصادفی پدید آمده باشند و حتما به‌شکلی هدفمند طراحی شده‌اند

در نگاه نخست ممکن است غیرممکن به‌نظر برسد که انتخاب طبیعی با عمل کردن روی جهش‌های تصادفی بتواند اندامی‌های پیچیده‌ای همچون کلیه یا چشم انسان را پدید آورد اما باید بدانیم که انتخاب طبیعی برای شکل دادن به این محصولات نهایی که امروزه شاهد آن‌ها هستیم، زمان بسیاری در اختیار داشته است.

مهم‌تر از آن این‌که انتخاب طبیعی هربار از صفر شروع نمی‌کند بلکه انتخاب در هر مرحله به‌طور متوالی صورت می‌گیرد. گفته مشهوری هست اکه اگر زمان کافی باشد، میمونی که پشت یک ماشین تحریر نشسته نیز می‌تواند به‌طور تصادفی تمام آثار شکسپیر را تایپ کند.

ریچارد داوکینز (R. Dawkins) نویسنده معروف کتاب «ژن خودخواه»، به‌جای میمون ابتدا از دخترش و سپس از یک برنامه کامپیوتری استفاده کرد تا واقعا این آزمایش را انجام دهد.

او این کار را با جمله ساده ۲۸ حرفی Methinks it is like a weasel  (جمله‌ای از نمایشنامه شکسپیر: همچون راسویی به‌نظر می‌آیند) آغاز کرد و به‌زودی دریافت که اگر هربار بخواهد از صفر  شروع کند(انتخاب تک مرحله‌ای) حدود یک میلیون میلیون میلیون میلیون میلیون سال طول می‌کشد تا برنامه کامپیوتری او تنها از طریق تصادف به توالی درست حروف دست یابد. درک این مسئله دشوار نیست.

در الفبای انگلیسی ۲۶ حرف وجود دارد و با حساب فاصله بین کلمات به‌عنوان حرف یست و هفتم، احتمال آن‌که هر حرف تنها از طریق  تصادف درست تایپ شود یک بیست‌وهفتم است. احتمال آن‌که هر ۲۸ مکان موجود در جمله مورد نظر به‌طور هم‌زمان با حروف درست پر شوند، یک بیست‌وهفتم به توان ۲۸ خواهد بود که برابر است با احتمال یک در ده‌هزار میلیون میلیون میلیون میلیون میلیون میلیون .

اما اگر به برنامه کامپیوتری اجازه داده شود که در هر نسل، آن رشته ۲۸ حرفی که بیش از همه به جمله هدف شباهت دارد را انتخاب کرده و سپس در مرحله بعد روی جهش‌هایی عمل کند که از «بهترین» جمله نسل قبل حاصل شده‌اند (انتخاب انباشتی)، این‌کار می‌تواند فقط در عرض ۳۰ دقیقه انجام شود. برای مثال، در یکی از

کوشش‌های داوکینز، برنامه کامپیوتری با عبارت
WDLMNLT DTJBKWIRZREZLMOQCO P

آغاز و به‌طور تصادفی در آن «جهش» ایجاد کرد. از میان تمام عبارت‌های جهش‌یافته تصادفی، آن‌که بیشتر از همه به جمله هدف شباهت داشت
WDTMNLT DTJBSWIRZREZLMQCO P

بود و بنابراین به عنوان نقطه آغاز نسل آینده انتخاب شد. پس از ۲۰ نسل:
MELDINLS IT ISWPRKE Z WECSEL

و پس از ۴۰ نسل به شکل:
METHINKS IT LIKE I WESEL

در آمد. در این مرحله فقط یک حرف نادرست بود و تنها ۳ نسل دیگر طول کشید تا به جمله هدف یعنی Methinks it is like a weasel برسد.

ریچارد داکینز. نویسنده کتاب ژن خودخواه

داوکینز می‌گوید که اگر بتوان انتخاب طبیعی را به یک ساعت‌ساز تشبیه کرد، آن ساعت‌ساز کور است.

برخلاف ویلیام پیلی، الاهی‌دان قرن هیجدهم که استدلال کرد درست همان‌طور که یک ساعت بسیار پیچیده‌تر و طراحی آن هدفمنتر از آن است که تصادفی به‌وجود آمده باشد، موجودات زنده هم که به مراتب بسیار پیچیدهإتر از ساعت هستند، امکان ندارد تصادفی پدید آمده باشند و حتما به‌شکلی هدفمند طزراحی شده‌اند، داوکینز می‌گوید که اگر بتوان انتخاب طبیعی را به یک ساعت‌ساز تشبیه کرد، آن ساعت‌ساز کور است.

داوکینز می‌گوید مدل «میمون/شکسیر» برای نشان دادن تفاوت بین انتخاب تک مرحله‌ای و انتخاب انباشتی مفید است. اما از لحاظی می‌تواند گمراه کننده باشد. زیرا از آن چنین برداشت می‌شود که در مورد هرنسل براساس شباهتی که به یک هدف ایده‌آل دارد قضاوت می‌شود اما انتخاب طبیعی هیچ هدف ایده‌آلی ندارد و به تنها چیزی که اهمیت می‌دهد بقا در حال حاضر است.

داوکینز برای برطرف ساختن این برداشت گمراه‌کننده به سراغ برنامه‌های کامپیوتری دیگری می‌رود تا از طریق آن‌ها انتخاب انباشتی اشکال جانورمانند و گیاه مانند را ایجاد کنند.(بیمورف‌ها)

+ دانلود کتاب ساعت‌ساز نابینا

+ دانلود نرم‌افزار شبیه‌ساز انتخاب انباشتی(شبیه به نرم‌افزار داوکینز)