زندگی داروین: سفر با بیگل

سیاحت و تحقیق

«رابرت فیتزروی» کاپیتان کشتی «بیگل» دنبال طبیعت‌دانی بود که همسفر مناسبی باشد و «هنسلو» داروین را به او توصیه کرده بود. پدر داروین به این موضوع اعتراض داشت که عموی داروین «جاس»، او را متقاعد کرد تا به داروین اجازه دهد.

«فیتز» در اولین ملاقات با داروین به‌علت شکل بینی‌اش فکر می‌کرد توان یک سفر دریایی طولانی را نداشته و ضعیف است. اما بعد داروین با اشتباه دانستن نظر فیتز، او را راضی کرد.

داروین در جوانیدر چندماه بعدی فیتز به تعمیر بیگل بود و داروین کابین کوچک خود را با کتاب، میکروسکوپ و شیشه‌های نمونه‌گیری پر می‌کرد. بیگل ماموریت داشت نقشه‌برداری از سواحل آمریکای جنوبی را در که در سفر اول شروع کرده بود به پایان برساند.

بیگل در ۲۷دسامبر ۱۸۳۱ سفر خود را آغاز کرد. چارلز در سن ۲۲سالگی بود.

داروین در مدت پنج‌سال از بیماری مسافرت رنج می‌برد و فقط کشمش و بیسکویت می‌خورد. در آمریکای جنوبی اسب کرایه می‌کرد و از راه زمینی سفر می‌کرد و قرار می‌گذاشت در ساعت و محل معین کشتی بیگل را ملاقات کند.

طی این سفر پنج‌ساله داروین مشاهدات خود را در دفتر روزانه‌اش می‌‌نوشت. به‌علاوه مجموعه‌ عظیمی از نمونه‌های جانوری و گیاهی را گردآوری کرد. او نمونه‌ها را در بنادری که متوقف می‌کردند برای هنسلو می‌فرستاد.

داروین در کشتی مورد علاقه خدمه بود و او را «فیلوس» یا عضو فلسفی هیئت کشتی می‌نامیدند. داروین و فیتزروی روابط دوستانه‌ای داشتند اما گاهی اختلاف بینشان بود.

فیتزروی در ساحل بیگل چانل در تیئرا دل فوئگو، دو محل را «صدای داروین» و «کوه داروین» به علت شجاعت چارلز برای نجات‌ قایق‌ها نامید.

اکتشافات

در یک سفر اکتشافی از «بالپارائیسو» داروین رسوب‌های دریایی را پیدا کرد که شامل بقایای یک جنگل سنگی شده بود. او نتیجه گرفت که این بخش از قارهٔ آمریکای جنوبی زمانی در زیر دریا بوده است و سپس ۲۱۰م‌تر بالا آمده است.

به هنگام سفر به آرژانتین داروین به‌شدت بیمار شد. این بیماری که به علت نیش حشره‌ای به‌نام «بنچوگا» بوده است را از دلایل بیماری همیشگی داروین می‌دانند. اما همه پزشکان در این مورد توافق ندارند. عده‌ای علل روانی و استرس‌های ناشی از نظریاتش را علت بیماری می‌دانند.

کشتی بیگل به‌سمت جزایر «گالاپاگوس» به‌خاطر لاکپشت‌های عظیم‌اش معروف بود حرکت کرد. در پنج هفته توقف، داروین از چهار جزیره (از بین ۱۶جزیره) مهم بازدید کردید. معاون فرماندار گالاپاگوس حین شام گفته بود از روی شکل کاسه سر لاک‌پشت‌ها می‌تواند تشخیص دهد از کدام جزیره آمده‌اند. به‌همین ترتیب داروین بین گونه‌های «نسومیموس» جزیره‌های مختلف تفاوت‌هایی را مشاهده کرده بود.

واقعیت این است داروین تا زمانی که در «گالاپاگوس» بود تفاوتی بین «سهره‌ها» مشاهده نکرد. در برچسب‌ها نام جزیره‌ای که سهره‌ها را از آن‌جا جمع‌آوری کرده بود نیامده بود. فقط پس از پایان سفر «جان گولد» پرنده‌شناس و نقاش، شروع به مطالعه و نقاشی سهره‌ها کرد، مشخص شد که آن‌ها هم همانند مرغان مقلد از جزیره‌ای به جزیره دیگر تفاوت داشتند.

گرچه همه مفاهیم تکاملی را که دیده بود تا هجده‌ماه پس از بازگشت از گالاپاگوس به‌طور کامل درک نکرد، اما جانوران آن مثل «ایگوانای» دریایی و زمینی احساسی قوی در مورد استحاله (تکامل) به او داده بود.

بیگل پس از نقشه‌برداری به سمت «تاهیتی»، «نیوزیلند» و «استرالیا» به‌راه افتاد. «جان لورت استاکس»، هم کابین داروین در سفر دوم بیگل که کمک نقشه‌کش بود، در سفر سوم بیگل به تاریخ ۱۸۳۹ بندر زیبایی را به نام «چارلز داروین» دوست و همسفر قدیمی‌اش نامگذاری کرد.

هنگامی که داروین در جزایر «کوکوس» مجموعه‌ای از جزیره‌های کوچک مرجانی را دید، نظریاتش را در مورد صخره‌های مرجانی ثابت کرد. او عقیده داشت که این صخره‌ها ابتدا در سواحل جزیره‌ای تشکیل شده‌اند. هم‌چنان که جزیره در اثر وزن خود و مرجان‌ها نشست می‌کند، مرجان‌های حاشیه سواحل به‌سوی بالا رشد می‌کنند. این رشد رو به بالا کم و بیش با آهنگ نشست جزیره برابر است.

بیگل چهارسال و نه ماه و پنج روز پس از شروع سفر در ۲اکتبر۱۸۳۶ در «فالماوس» انگلستان لنگر انداخت.

بلوغ

هنگامی که داروین پانزده روز پس از رسیدن به انگلستان راهی لندن شد، از این‌که «مگاتریم» او در جلسه ۱۸۳۳ انجمن بریتانیایی «برای پیشرفت علم» به نمایش گذاشته شده بود شگفت‌زده شد.

نقاشی درخت تکامل و زندگی داروین

صفحه دفتر یادداشت داروین که طرح درخت زندگی(فرگشت) را رسم کرده است.

داروین ۱۵۲۹ گونه را که در شیشه الکل گذاشته بود با ۳۹۰۷ نمونهٔ خشک به انگلستان فرستاد و از کار‌شناسان گوناگون رده‌بندی جانداران خواست تا به مطالعه مجموعه ماهی‌ها، پرندگان و.. بپردازند.

در سال ۱۸۳۹ اولین کتاب داروین با عنوان «گزارش پژوهش‌هایی در زمین‌شناسی و تاریخ طبیعی کشورهای مختلف که توسط کشتی بیگل بازدید شد»، منتشر شد. این کتاب به‌طور عموم به نام «سفر بیگل» شناخته می‌شود و «فیتزروی» ویراستار آن بود.

در جولای ۱۸۳۷ داروین مخفیانه نطرش را در مورد استحاله گونه‌ها (واژه تکامل هنوز رواج نداشت) بر کاغذ آورد، اگر چه هنوز به مفهوم انتخاب طبیعی نیندیشیده بود.

او چهار دفترچه درباره استحاله را پر کرد که در دفتر دوم یک درخت با شاخه‌های نامنظم کشید تا نیای مشترک همهٔ جانوران را نشان دهد: اولین نمایشی از درخت تکاملی. در بالای صفحه نوشت: «من فکر می‌کنم.»