تفاوت ما و شامپانزه‌ها

انسان و شامپانزهبرخلاف شامپانزه ها، ما قادر هستیم بدون در نظر گرفتن نفع آنی و شخصی مون، به دیگر اعضا گروه مون کمک کنیم. یا اینکه شامپانزه ها، حافظه کوتاه مدت به مراتب قوی تری از ما دارند. ظاهرا حافظه قوی اونها در فرگشت، تبدیل به مزیت دیگری برای ما شده: زبان.

نکته جالب دیگر این است که ما توان پیروی داریم از دستورات، در حالی که شامپانزه ها، متخصص میان بر زدن هستند.

همین طور اینکه ما برای ارتباط داشتن با دیگر افراد گونه مان نیاز به حفظ کردن چهره شان نداریم. به همین دلیل است که ما توانسته ایم کلونی های چند میلیونی تشکیل بدهیم ولی ایپ ها هنوز از ۳۰۰ تا بیشتر نمی شوند. در کل ظاهرا جهت فرگشت به اجتماعی کردن، کمک کردن به یکدیگر و بهره وری از نیروی جمع است.

از نکات جالب هم دو جهش ژنی است که باعث شده ما از اقوام ایپ مون فاصله کهکشانی بگیریم و صعودی خیره کننده داشته باشیم: یکی جهش ژنی که در خلال تحقیق درباره بیماری دیستروفی عضلانی در همین دانشگاه پنسیلوانیا توسط دکتر استدمن کشف شد و دیگری جهش ژنی در فاکس پی۲، ژن کنترل کننده مهارت های کنترل عضلات حلق و زبان که در حرف زدن به ما کمک می کنند.

نکته ای که همیشه در ژن افراد اشتباه جا می اوفته این هست که این تغییرات مثلا در یک نسل رخ می ده و اینکه گونه دیگر الزاما نابود می شه. هر دو این برداشت ها درباره فرگشت غلط هست.

فرگشت به دید داروینی، تنها تغییر فراوانی ژن در جمعیت است. یعنی در یک جمعیت ژن جهش یافته دیستروفین در عضله فک فوقانی، ابتدا تنها یک نفر داشته، که به فرزندان ش داده و باعث شده به دلیل ضعف عضله فک، استخوان های جمجمه اجازه رشد پیدا بکنند و جای بیشتری برای مغز فراهم بکنند که طبعا باعث قابلیت های برتر فکری و ذهنی شده.

به مرور این ژن، به قدری در جمعیت فراوان شده که ژن جهش یافته، تبدیل به ژن اصلی انسان ها شده (حدود ۲ میلیون سال پیش). همینطور این موضوع که گونه واجد ژنی که دیگر مزیت ندارد، مثل فاکس پی۲، الزاما نباید گونه واجد این ژن منقرض شده باشد، مثلا در گوریل ها این ژن هنوز مانع از توانایی حرف زدن هست.

توضیح: با تلخیص و بر اساس مستند نشنال جئوگرافیک درباره انسان ها و ایپ ها.