بر شانه غول‌‌ها: آناکسیمندر

آناکسیمندر

پرتره منصوب به آناکسیمندر در نقاشی مکتب آتن، اثر رافائل.

پیش‌درآمد

فرگشت، تکامل، تطور، برآیش؛ کلماتی هستند که به یک واقعیت اشاره می‌کنند. واقعیتی که از ابتدای هستی همیشه در جریان بوده است. در طول تاریخ عده‌ای از اندیشمندان، فیلسوفان و حتی شاعران و انسان‌های معمولی به این واقعیت تاریخی،علمی اشاره کرده‌اند. واقعیتی که دانشمندان گوناگونی تلاش داشته‌اند آن را توضیح دهند. در نهایت چارلز داروین توانست بهترین توضیح را درباره آن در نظریه انتخاب طبیعی ارائه دهد.

اسحاق نیوتون زمانی چنین گفت که از آن رو می‌تواند از لحاظ علمی دوردست‌ها را ببیند که بر شانه غول‌ها ایستاده است. منظور او این بود که دستاوردهای دانشمندان قبل از خودش، او را به اکتشاف علمی‌اش قادر ساخته بودند. علم تلاشی است تدریجی و همگانی، دانشمندان اندیشه‌های خود را بر پیشرفت‌های کسانی که قبلا بوده‌اند استوار می‌سازند. حتی داروین هم بر شانه غول‌ها ایستاده است.

پس دانش و آگاهی به این‌که می‌دانیم چگونه هستیم و پدیدار شدیم، به علت ایستادن بر شانه غول‌هاست؛ افرادی که از مدت‌ها پیش درباره این واقعیت مطالبی گفته بودند. در مجموعه بر شانه غول‌ها به این افرا پرداخته خواهد شد.

آناکسیماندروس، تولد: ۶۱۰ سال قبل از میلاد، مرگ: ۵۴۶ سال قبل از میلاد

آناکسیمندر مثل طالس، در جست‌وجوی عنصر اولی و نهانی در همه اشیا بود. اما بر این عقیده بود که آن عنصر نمی‌تواند نوع خاصی  از ماده مثل آب باشد. زیرا آب یا رطوبت خود یکی ازاضدادهاست که کشمکش و دست‌اندازی وتجاوزهرکدام را باید تبیین کرد. آناکسیمندر اعتقاد داشت عنصر اولی، مادهالمواد، نامتعین است. این عنصر اولی‌تر از اضداد است، که اضداد  از آن به وجود می‌آیند و به آن منحل می‌گردند.

این عنصر اولی(به یونانی آرخه) را آناکسیمندر علت مادی نامید.«این عنصر نه آب است و نه هیچ یک از دیگر عناصر، بلکه  طبیعی است مغایر با آن‌ها و نامتناهی، که تمام آسمان‌ها و عوالم درون آن‌ها از آن ناشی می‌شود. آن بی‌کران(به یونانی آپایرون)  است، یعنی جوهر بی‌حد است، ازلی و بی‌زمان است و تمام جهان را در فرا گرفته است.»

او اعتقاد داشت حیات از دریا ناشی می‌شود، و صور کنونی حیوانات به سبب سازگاری با محیط به ظهور رسیده است.

آناکسیمندر حدس هوشمندانه‌ای درباره منشا انسان زده است:«در آغاز انسان از نوع دیگری از حیوانات متولد شده است، زیرا در حالی که دیگر حیوانات به سرعت خوراک خود را می‌یابند، تنها آدمی نیازمند یک دوره درازمدت شیرخواری است، به‌طوری که اگر او در آغاز چنانکه اکنون هست می‌بود، هرگز نمی‌توانست زنده و باقی بماند.»