اخلاق تکاملی: چارلز داروین، بخش اول

اخلاق تکاملی می‌کوشد بر شکاف میان فلسفه و علوم طبیعی پل بزند. به این ترتیب که استدلال می‌کند انتخاب طبیعی حسی اخلاقی را در انسان القا کرده است، طبعی برای نیک بودن.

اگر چنین باشد اخلاق را می‌توان همچون پدیده‌ای که ضمن تکامل موجوداتی اجتماعی و هوشمند خود به خود پدید می‌آید درک کرد و نه آن طور که الاهی دانان یا فیلسوفان می‌گویند، همچون نتیجه وحی الاهی یا کاربرد قوای ناطقه. از این دیدگاه اخلاق به عنوان سازشی سودمند تفسیر می‌شود که با فراهم ساختن امتیازی انتخابی شایستگی دارندگان خود را افزایش می‌دهد. این قطعا  با نگرش ادوارد ویلسون  پدر زیست‌شناسی اجتماعی، تطبیق می‌کند.

ویلسون در فصل پایانی کتاب سوسیوبیولوژی: تلفیق نوین می‌نویسد اکنون دانشمندان و متخصصان علوم انسانی همه باید این احتمال را در نظر بگیرند که زمان آن فرا رسیده است تا اخلاق موقتا  از دست فیلسوفان خارج شده و زیست شناختی سازی شود. چالشی که پیش روی زیست‌شناسان تکاملی نظیر ویلسون قرار دارد آن است که نیکی را با ارجاع به نظریه تکامل تعریف کرده و سپس تبیین کنند چرا انسان باید نیک باشد.

زیست شناختی‌سازی اخلاق در سال ۱۸۷۱ با انتشار کتاب تبار انسان اثر چارلز داروین آغاز شد. در این دنباله اصل انواع داروین ایده‌هایش درباره تکوین تکاملی را در مورد انسان به کار برد. او نشان داد که انسان باید از شکلی کم سازمان یافته تر،  در واقع از چهار پایی دم دار و پرمو ساکن دنیای قدیم(آفریقا) اشتقاق یافته  باشد.

چارلز داروین

داروین در کتابش نشان داد که انسان از موجودات دیگری تکامل(فرگشت) پیدا کرده است.

مهم ترین مشکلی که داروین در این تبیین می‌دید، استاندارد بالای کیفیات اخلاقی مشهود در انسان بود. داروین در مواجهه با این معما، فصل بزرگی از کتاب خویش را به تبیین‌های تکاملی حس اخلاقی اختصاص داد و استدلال کرد که باید در دو گام اصلی تکامل یافته باشد.

نخست آنکه، ریشه اخلاق انسان در غرایز اجتماعی نهفته است. بر بنیان همین ادعای داروین، زیست شناسان امروزی مسئله را به شرح زیر  تبیین می‌کنند. جامعه پذیری صفتی است که منشای فیلوژنتیک آن را می‌توان تا زمان اختراع روی تخم و جوجه خوابیدن، از تخم درآوردن و مراقبت از نوزادان توسط پرندگان دنبال کرد.

برای آنکه موجودی قادر به انجام مسئولیت‌های والدینی باشد نیازمند مکانیسم‌هایی اجتماعی است که در مراحل پیشین تاریخ تکاملی لازم نبودند. برای مثال نه آمیب (که با تقسیم دوتایی تولید مثل می‌ کندو نه قورباغه که نوزادانش را رها می‌کند تا روی پای خود بایستند) نیازی به غرایز اجتماعی موجود در پرندگان ندارند.

غرایز اجتماعی همزمان با تسهیل پرورش فرزندان در پرخاشجویی ذاتی نیز تعادل ایجاد کرد.تمایز میان برای آنها و برای  ما امکان پذیر شد و پرخاشجویی را متوجه افرادی ساخت که به گروه خودی تعلق نداشتند. این رفتار آشکارا رفتاری سازشی است چرا که بقای خانواده آن فرد را تضمین می‌کند.

دوم آنکه با توسعه قوای عقلی، انسان توانست درباره اعمال گذشته و انگیزه‌هایشان بیندیشد و به این ترتیب با اعمال و انگیزه‌های دیگران و نیز خودش موافقت یا مخالفت کند. این به ایجاد یک وجدان انجامید که تبدیل به مراقب و داور برین تمام اعمال شد.

داروین تحت تاثیر مکتب فایده باوری معتقد بود که اصل بیشترین خوشبختی، از سوی موجودی اجتماعی با ظرفیت‌های فکری بسیار تکامل یافته و دارای وجدان، ناگزیر به عنوان معیاری برای شایست و ناشایست در نظر گرفته خواهد شد.آیا داروین براساس این ادعا‌ها می‌تواند به دو پرسش بنیادی اخلاق پاسخ گوید: نخست آنکه چگونه می‌توان خیر و شر را از هم تمییز داد: و دوم، چرا ما باید نیک باشیم؟

چنانچه تمام ادعا‌های او درست باشند واقعا  خواهند توانست به پرسش‌های فوق پاسخ دهند. تمایز داروین میان خیر و شر با تمایزی که فایده باوران لذت اندیش(هدونیستی) قائل می‌شوند یکسان است. داروین اصل بیشترین خوشبختی را به عنوان معیار شایست و ناشایست می‌پذیرد.

به این ترتیب در صورتی می‌توان حکم به نیک بودن یک عمل داد که بیشترین خوشبختی را برای بیشترین تعداد فراهم آورد، خواه لذت را افزایش دهد خواه درد را کاهش.

و پرسش دوم _ چرا باید نیک باشیم؟ با آن جدیتی که مثل  برای افلاطون مطرح بود برای داروین مطرح نبود(از همه مشهورتر آنجا که تراسیما خوس در جمهور از سقراط می‌پرسد چرا قوی، که نیازمند کمک نیست، باید قاعده زرین را به عنوان رهنمود عمل بپذیرد) داروین در پاسخ این پرسش خواهد گفت انسان به لحاظ زیست شناختی تمایل دارد که همدل، فداکار و اخلاقی باشد زیرا در تنازع بقا امتیاز محسوب می‌شود.

پی نوشت: در ترجمه این متن نیکی به جای goodness، خیر و شر به جای good و evil، شایست و ناشایست به جای right و wrong و درست و نادرست به جای true و false به کار رفته است.

از ما حمایت کنید تا سایت بسته نشود

با توجه به افزایش قیمت دلار، هزینه تمدید هاست بالا رفته. برای ادامه فعالیت سایت نیاز به کمک‌های مالی داریم. در صورتی که کمک‌ها نتواند ۵۰٪ هزینه تمدید را پوشش دهد، مجبور به پایان فعالیت می‌شویم. مهلت تمدید هاست، آخر مهرماه است.

می‌خواهم کمک کنم

برو به صفحه اول سایت