آیا انسان باز هم امکان فرگشت دارد؟

تکامل ابرانسانمقاله بیگ تینک درباره اینکه ما هنوز امکان تکامل داریم.

در گنجینه ژنتیکی ما به قدری آثار نصف و نیمه از موجودات دیگر وجود دارد که به قول داروین، «نشان ریشه های پست» مان را به راحتی آشکار می کند. ولی آیا امکان این هست که فرگشت، در جهت بهبود عمل کند؟

باید توضیح داد که فرگشت برای عمل کردن بر جمعیت های موجود زنده، یا به تعبیر داکینز، جمعیت های ژنی، نیازمند شرایطی ست که یکی از مهم ترین هایش، امکان مجتمع شدن گروه ها در جزیره های زیستی (نه لزوما خاکی که با آب احاطه شده، بلکه تنها جایی که موجودات زنده یک نسل، امکان آمیزش با همان موجودات زنده در جاهای دیگر را از دست بدهند) و دیگری، جهش است.

می بایست دقت کرد که در موجودات پرسلولی، تقریبا از هر یکصدر هزار جهش، تنها یکی جهشی ست که باعث افزایش فراوانی ژنی مفید به حال موجود در شرایط زمانی و مکانی اش می شود. بنابراین نباید انتظار داشت که این جهش های «ایکس من» گونه را همه جا ببنیم. با این حال چندتایی شان را در این مقاله اشاره کرده است.

یکی از این جهش ها، باعث تغییر ساختاری مولکولی می شود که کلسترول را در خون جا به جا می کند و اجازه رسوب ش را بروی دیواره عروق نمی دهد.

دیگری پروتئینی ست که چگالی استخوانی را کنترل می کند و نهایتا یکی دیگر که بروی کروموزوم جنسی قرار دارد، گستره نور رنگی که ما می بینیم را تعیین می ‌کند.

هر کدام از این ها، باعث می شوند که ابرانسان هایی در همان صفت یگانه تولید بشود. اما چرا این صفت ها پرشمار نمی شوند؟ پاسخ ساده است، ساعت فرگشتی، بسیار کندتر از ساعت ما انسان هاست.

مقیاس فرگشت چند ده هزار و چند صدهزار سال است. بنابراین شاید به این زودی ها نبینیم که همه مان استخوان بندی ضدضربه داشته باشیم. به علاوه نوع زندگی انسانی (عدم وجود جزیره های زیستی، تامین اجتماعی و کمک کردن به افراد بیمار و مریض) باعث کند کردن بسیاری از روند های فرگشتی می شود. ولی بچگانه است که نتیجه بگیریم فرگشت متوقف شده است. زمانی بروی این زمین انسان هایی قدم می گذاشته اند که جای خود را به ما داده اند، غیر قابل تصور نیست که ما هم مجبور بشویم جایمان را به موجوداتی منعطف تر با طبیعت بدهیم.